بررسی شیوه های معماری ایران

بررسی شیوه های معماری ایران:

در ایران، اولین نمونه های هنر و معماری در منطقه "خراسان" شكل گرفت. در این منطقه شاهد شكل گیری اولین شیوه معماری ایران پس از اسلام هستیم. این شیوه كه به "خراسانی"یا"شبستانی" معروف گردید، در قرن اول هـ.ق از ابتدای پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان آغاز گردید و تا دوره "آل بویه" و"دیلمیان"قرن چها رم هـ.ق ادامه پیدا كرد . در این شیوه ، نقشه مساجد از صدر اسلام الهام گرفت و مساجد به صورت "شبستانی " یا"چهل ستونی"بنا گشتند.قوس های به کار رفته در شیوه خراسانی به صورت"بیضی"و"تخم مرغی"است که از نمونه های پیشین آن میتوان به کاخ های ساسانی یعنی "فیروز آباد" و"طاق کسری"اشاره کرد.به طور كلی، معماری در شیوه بسیار ساده و خالی از هرگونه تكلف است و مصالحی كه در این بناها به كار رفته ساده و ارزان قیمت می باشد. از مساجد این شیوه می توان به "مسجد جامع فهرج یزد"، "مسجد تاریخانه دامغان"،"، "مسجد جامع نائین"، "مسجد جامع تبریز" و "بنای اولیه مسجد جامع اصفهان"و"مقبره امیر اسماعیل سامانی" اشاره کرد .

در نیمه اول قرن پنجم هـ.ق، با تأسیس سلسله سلجوقیان، درخشان ترین دوره هنر اسلامی د ر ایران آغاز گردید.دراین دوره،شاهد اوج شیوه ای از معماری به نام"رازی" هستیم كه از زمان سلسله "آل زیار" در شهر ری آغاز و تا حمله "مغولان" ادامه پیدا كرد.در این زمان برج های آرامگاهی،مناره ها،مساجد،مدارس و کاروانسرا ها و موارد متنوع بسیاری احداث شدند.

در این دوره تعداد برج مقبره ها و میل مناره ها از تعداد مساجد بیشتر شده.طرح های دایره، 8گوش، 6گوش، 4گوش، مربع،مربع مستطیل در بناهای این دوره مورد استفاده قرار گرفت.میل های راهنما ،تبدیل مساجد شبستانی به بناهای "چهار ایوانی "در این دوره صورت گرفت.گنبدها نیز در ا نواع شکل های گوناگون در این دوره ساخته شدند ،مانندگنبدهای"گسته نار""گسته رک" "گنبد قابوس" "گنبد خاگی"و انواع گنبدهای"دوپوسته پیوسته".دراین شیوه بود که معماران از انواع "نقوش شکسته"و"گره سازی"با آجر و کاشی استفاده کردند.در این شیوه ساختمان از بنیاد و پای بست با"مصالح مرغوب"احداث میشد و خشت های پخته ی کوچک و بزرگ و نازک بستر نما را می آراست.در شیوه ی رازی قوس های جناغی در طاقنماها و طاقها عمومیت پیدا می کند.

مساجد معروفی چون "مسجد برسیان" در نزدیكی اصفهان، "مسجد جامع اردستان"، "مسجد جامع كبیر قز وین" و "مسجد جامع اصفهان" كه بر روی شالوده های دوران "آل بویه" بنا گردید، از نمونه های این شیوه به شمار می روند.

در اوایل قرن هفتم هـ.ق، با هجوم مغولان، بسیاری از كشورهای اسلامی از جمله ایران به ویرانی كشیده شدند، اما چندی نگذشت كه با تأسیس سلسله ایلخانیان، مغولان فرهنگ و سنتهای كشورهای شكست خورده را پذیرفتند و یكی از حامیان هنر و هنرمندان اسلامی شدند. در این دوره، شیوه ای به نام "آذری" رواج یافت كه تا دوره"صفویه" ادامه پیدا كرد و شهرهایی چون "تبریز"، "بغداد"، "سلطانیه" و "اصفهان" مر اكز هنر و هنرمندان گشتند و بناهای مذهبی و غیرمذهبی متعددی در این شهرها ایجاد شدند.

در اواسط قرن هشتم هـ.ق، با حمله تیمور، بار دیگر شهرهای ایران به ویرانی  كشیده شد؛ ا ما این بار نیز هنر ایران تیموریان را نیز مغلوب كرد به طوری كه شهرهای "سمرقند" و " بخارا" مراكز هنری ایران شدند و شیوه آذری كه از دوره مغول رواج یافته بود، به كار خود ادامه داد. در این دوره، ابداعی در زمینه تزئینات معماری یعنی "كاشی معرق" به وقو ع پیوست. از بناهای معروف دوران ایلخانی و تیموری، می توان به "مسجد گوهرشاد"، "مسجد جامع ورامین"، "قسمت اعظم بناهای حرم مطهر حضرت رضا(ع)"، "مسجد كبود تبریز"، "مسجد جامع یزد"، و... اشاره،كرد.

با روی كارآمدن صفویان در اوایل قرن دهم هـ.ق، شهرهایی چون "تبریز"، "قزوین" و "اصفهان" به مراكز هنری ایران تبدیل شدند. در این دوره، شاهد اوج هنر معماری ایران می با شیم كه توسط پادشاهان مقتدر و هنردوست آن دوره یعنی "شاه تهماسب" و "شاه عباس اول" به وجود آمد. در این دوران البته، اندكی قبل از دوره صفوی یعنی از زمان قراقویونلوها، شیوه ای دیگر در معماری ایران به وجود آمد كه به "شیوه اصفهانی" معروف گردید.در دوران نخست شیوه اصفهانی یعنی دوران صفویه شاهکارهای هنر معماری و هنر های تزیینی پای می گیرد و کیفیت اصیل،شفاف و غنی رنگهای درخشان در کاشیها بسیار دلپذیر می شود.کیفیت مصالح به کار رفته بویژه در معماری پایتخت،هنوز مرغوب و مقاوم است.در این شیوه، نقشه ها و طرحهای ساختمانی رو به سادگی نهاد و استفاده از كاشی های خشتی و هفت رنگ به جای كاشی معرق رواج یافت.میدان بزرگ مرکزی اصفهان که نقش جهان نام دارد،شاهکار معماری ایران و جهان در این دوره است.

این میدان علاوه بر بناهای زیبایی که در اطراف آن ساخته شده محل سان،رژه و نمایش های گوناگون در اعیاد  و روزهای ویژه بوده است.مساجدی چون "شیخ لطف ا..." و "مسجد امام"در اصفهان،  از شگفتی های معماری این دوران به شمار می آیند. در دوران زند و افشار، بتدریج شاهد افول معماری ایرانی می باشیم، به طوری كه این ركود و افول در دوره قاجار به اوج خو د می رسد. با وجود این ركود، باز هم شاهد ایجاد بناهایی چون "مسجد امام تهران"، "مسجد و مدرسه (سپهسالار)" و "مسجد و مدرسه آقابزرگ" در كاشان و... می باشیم.

معماری مذهبی از میان انواع هنر معماری در ایران، معماری مذهبی از جایگاه خاصی برخوردار است. البته، سابقه این نوع معماری به دوران قبل از اسلام به ویژه دوران ساسانیان می رسد. با گسترش دین اسلام در كشورهای مختلف از جمله ایران، معماری مذهبی در اسلام از جایگاه خاصی بر خوردار گشت، البته عواملی چون "تأكید بزرگان دین"، "كاركرد گسترده" و "پدیده وقف" در گسترش و توجه ویژه معماران به مسجد" بی تأثیر نبوده است. بدین ترتیب، مسجد در ایران عالی ترین نوع بنای اسلامی و به عقیده صاحب نظران "كلید معماری" به شمار می آید.

معرفی گرایش های کارشناسی ارشد معماری

 معرفی گرایش های کارشناسی ارشد معماری:
 
مجموعه معماری:
  1. معماری- معماری
  2. معماری منظر
  3. معماری داخلی
  4. معماری اسلامی
  5. مطالعات معماری
  6. بازسازی پس از سانحه
مجموعه مدیریت پروژه و ساخت:
  1. مدیریت پروژه
  2. تکنولوژی معماری
  3. انرژی معماری
مجموعه شهرسازی:
  • طراحی شهری
  • برنامه ریزی شهری و منطقه ای

مرمت و احیای بناها و بافت های تاریخی:
    ۱. مدیریت پروژه و ساخت
    ۲. تکنولوژی معماری
    ۳. انرژی معماری

منابع آزمون کارشناسی ارشد معماری گرایش تکنولوژی معماری

منابع آزمون کارشناسی ارشد معماری گرایش تکنولوژی معماری

سلام .
این گرایش در حال حاضر فقط در دانشگاه تهران برگزار می گردد و با تعداد پذیرش بسیار کم . هر سال متفاوت است به طور معمول در دفترچه بین 5 تا 7 نفر اعلام می گردد اما لازم به توجه است که هر سال با تکمیل ظرفیت حدود 12 تا 14 نفر می گیرد .

مواد امتحانی این گرایش شامل موارد زیر می باشد :
عناصر و جزئیات (ضریب 3)- ایستایی و مقاومت مصالح(ضریب 3) - سیستم های سازه ای نو(ضریب4) - زبان (عمومی و تخصصی)(ضریب 2)

لازم به ذکر است که دانشجویانی که در گرایش معماری - معماری مجاز شوند می توانند با انتخاب « فن آوری معماری دانشگاه علم و صنعت» به مهارتی مشابه دست یابند
سرفصل هایی که دانشجویان این گرایش در دانشگاه تهران خواهند خواند عبارتند از :
سیستم های ساختمانی پیشرفته - مبانی زلزه در معماری - طرح تکنولوژی - تکنولوژی مصالح و ...
منابع مطرحه در این گرایش :
ایستایی و سیستم های سازه ای
- استاتیک کاربردی دکتر گلابچی
- مقاومت مصالح دکتر گلابچی
- سازه در معماری
درک رفتار سازه ها
سیستم های ساختمانی آینده
معمار، مهندس ، ساختار
سازه و معماری
سازه های مشبک فضایی
تمامی کتاب های نامبرده شده از تالیفات و ترجمه های دکتر گلابچی می باشند که رئیس گروه تکنولوژی دانشگاه تهران می باشند
علاوه بر این ها کتاب سازه های بلند - حجت الله عادلی هم می باشد که در حال حاضر نایاب است .
مطرح ترین استاد در این درس دکتر سروش نیا می باشند که در دو موسسه آکادمی معماری و خانه عمران در حال تدریس می باشند .
درس بعدی عناصر و جزئیات است
که دارای منبع های بسیار زیادی است از جمله 20 جلد کتاب مقررات ملی ساختمان - نشریه 55 - بتن ایران (آبا)- کتاب های دتایل های ساختمانی دکتر ساعد سمیعی
مطرح ترین استاد در این زمینه مهندس سعیدی پور است که در هر سه موسسه معماری تدریس می نمایند . در آکادمی معماری دکتر ساعد سمیعی نیز حضور دارند .
مبحث دیگر زبان تخصصی است که تمامی لغات انتهایی کتاب های دکتر گلابچی + مباحث سازه ای فرهنگ تصویری معماری + تمامی جزوات دکتر گلابچی و دکتر سروش نیا که در دانشگاه تهران موجود می باشد .
منبع باشگاه طراحان ایران

منابع آزمون کارشناسی ارشد معماری گرایش انرژی معماری

منابع آزمون کارشناسی ارشد معماری گرایش انرژی معماری

تنظیم شرایط محیطی

  • -اقلیم و معماری دکتر کسمایی
  • - دراهنمای طراحی اقلیمی دکتر کسمایی
  • - طراحی اقلیمی دکتر قبادیان
  • - آسایش همساز با اقلیم دکتر رازجویان - در حال حاضر نایاب است اما تلاش خود را در تهیه آن از دوستان بفرمایید چون مهم است .
  • - آسایش در پناه باد دکتر رازجویان
  • - بررسی اقلیمی ابنیه سنتی دکتر قبادیان
  • - اصول و کاربرد انرژی خورشیدی حاج سقطی - مباحث جدید تنظیم شرایط محیطی بر اساس سیستم های اکتیو و پسیو
  • - مبحث 19 مقررات ملی
  • - راهنمای مبحث 19
  • -جزوه دکتر حریری

لازم به ذکر است که بیشتر کتاب ها دارای همپوشانی مطالب است به همین خاطر تعداد زیاد منابع شما را نگران نکند . پیشنهاد می کنم از کتاب بررسی اقلیمی ابنیه سنتی شروع کنید

تاسیسات مکانیکی

  • - مبانی اکوستیک در ساختمان پروین نصیری
  • اکوستیک در معماری دکتر غلامعلی لیاقتی
  • - گرمایش و تهویه مطبوع سلطاندوست
  • - طبقه بندی تجهیزات و سیستم ها سلطاندوست
  • مراجعات سریع سلطاندوست
  • - مبانی فیزیک ساختمان زهرا قیابکلو
  • - محاسبات تاسیسات ساختمان نائینیان
  • - تاسیسات ساختمان طباطبائی
  • - مبانی آکوستیک در ساختمان
  • مبحث 18 مقررات ملی
  • مبحث 14 مقررات ملی
  • - جزوه زهرا قیابکلو
  • - جزوه سلطاندوست
  • -جزوه رسولی
  • منبع باشگاه طراحان ایران

منابع کنکور کارشناسی ارشد معماری گرایش طراحی شهری

منابع کنکور کارشناسی ارشد معماری گرایش طراحی شهری
 
ردیف موارد امتحانی ضرایب
زبان عمومی و تخصصی ۱ ـ ـ مباحث عمومی شهرسازی ایران ۱ ـ ـ مبانی نظری معماری ۱ 
تاریخ معماری و شهرسازی ۱ ـ ـ تحلیل فضاهای معماری و شهری ۱

ردیف - نام کتاب - نام مولف - نام مترجم - انتشارات

۱ محیطهای پاسخده ایی ین بنت لی دکتر مصطفی بهزادفر دانشگاه علم و صنعت
۲ تاریخ شکل شهر جیمز موریس راضیه رضازاده دانشگاه علم و صنعت
۳ مبانی و فنون طراحی شهری دکتر سعید شفیعی
۴ مبانی طراحی شهری آندره یازوسک-ریچارد هدمن راضیه رضازاده-عباس زادگان دانشگاه علم و صنعت
۵ عرصه های زندگی اجنماعی و خصوصی کریستوفر الکساندر منوچهر مزینی دانشگاه تهران
۶ خلاصه مباحث طراحی شهری پردازش
۷ کتابهای سبز شهرداری تهران (جلد اول تا نهم)
۸ شهرسازی معاصر استروفسکی جهاد دانشگاهی
۹ تئوری فرم شهر کوئین لینچ
۱۰ سیمای شهری کوئین لینچ
۱۱ شهر تهران
۱۲ شهرسازی تخیلات و واقعیات دکتر حبیبی دانشگاه تهران
۱۳ اصول و روشهای طراحی شهری و فضاهای مسکونی ایران محمد توسلی
۱۴ طراحی فضاهای شهری محمد توسلی
۱۵ مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب دکتر وحید قبادیان
۱۶ از زمان و معماری فریدون غریب
۱۷ از زمان و معماری منوچهر مزینی
۱۸ فضا زمان معماری زیگفولد گیدیون منوچهر مزینی
۱۹ معماری اسلامی هیلن براند دکتر شیرازی
۲۰ سبک شناسی معماری ایران محمد کریم پیر نیا
۲۱ طراحی شهرها ادمون بیکن فرزانه طاهری
۲۲ تاریخ شهر بنه ولو
۲۳ آشنایی با تاریخ معماری بنه ولو
۲۴ فضاهای شهری راب کریر خسرو هاشمی نژاد
۲۵ معماری.فرم.فضا.نظم فرانسیس دی کی چینگ زهره قره بیگلو
۲۶ از شار تا شهر دکتر سید محسن حبیبی
۲۷ سرانه کاربری های شهری
۲۸ برنامه ریزی شهرهای جدید کرامت ا... زیاری سمت
۲۹ اصول طراحی شهری محمد توسلی
۳۰ ساخت شهر و معماری در اقلیم گرم و خشک محمد توسلی
۳۱ دیدگاههای نو در جغرافیای شهری دکتر حسین شکوهی سمت
۳۲ جامعه شناسی شهری محمد تقی شیخی سمت
۳۳ مقدمه ای بر مبانی نظری برنامه ریزی شهری مهندس اسماعیل شیعه علم و صنعت
۳۴ فضاهای شهری . دریافتهای تاریخی حسین سلطان زاده دفتر پژوهشهای فرهنگی
۳۵ فرایند طراحی شهری سید حسین بحرینی
۳۶ شیوه های تحقیق طرحهای توسعه شهری (جلد۱ و ۲) وزارت کشور وزارت کشور
سی ارشد معماری گرایش طراحی شهری
   

منبع باشگاه طراحان ایران

منابع کنکور کارشناسی ارشد گرایش معماری-معماری

منابع کنکور کارشناسی ارشد گرایش معماری-معماری

مواد امتحانی و ضرایب:

1.زبان عمومی و تخصصی ضریب 2
2.دروس فنی ساختمان (تنظیم شرایط محیطی، ایستایی، شناخت مواد، عناصر و جزئیات ، تاسیسات)ضریب3
3.دروس تاریخ ومبانی نظری (تاریخ معماری جهان، معماری معاصر، معماری اسلامی، مبانی نظری معماری) ضریب 2
4.درک عمومی معماری ضریب 3
5.درک عمومی معماری منظر ضریب 1
6.پروژه عملی اسکیس معماری ضریب 5

منابع ارشد معماری- گرایش معماری معماری :

نام کتاب-نام مولف-نام مترجم

1- درک رفتار سازه ها - محمود گلابچی
2-سازه در معماری - ماریوسالوادوری-محمود گلابچی
3- مصالح ساختمان - سام فروتنی
4- شناخت مواد و مصالح - فنی حرفه ای – جلد سبز رنگ
5-معمار مهندس، ساختار - محمود گلابچی
6-اجزا ساختمان - سیاوش کباری
7- مقررات ملی ساختمان (مبحث 19 صرفه جویی در مصرف انرژی) - وزارت مسکن وشهرسازی
8- زبان انگلیسی برای دانشجویان رشته معماری - دکتر حسن رستگار
9-فرهنگ تصویری معماری - فرانسیس دی کچینگ -محمد احمدی نژاد
10-مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب - وحید قبادیان
11-طراحی اقلیمی - وحید قبادیان
12-از زمان و معماری - منوچهر مزینی
13-بادخان (ملاحظات کالبدی باد در ساختمان) - محمد احمدی نژاد
14-بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران - وحید قبادیان
15-اقلیم و معماری - مرتضی کسمایی
16-آشنایی با معماری اسلامی ایران - دکتر محمد کریم پیرنیا
17-آشنایی با معماری جهان - محمد ابراهیم زارعی
18-سبک شناسی معماری ایرانی - محمد کریم پیرنیا
19-درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران - اکبر زرگر
20-معماری (فرم، فضا، نظم) - فرانسیس دی کچینگ
21-زیبا شناختی در معماری - یورگ گورتر
22-دگرگونی آزمانها در معماری مدرن - سیروس باور - لویی کان - روما نسوجورکولا
23-پیشگامان طراحی مدرن - نیکلاس پورتر
24-شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب - دکتر فلامکی
25-شکل گیری هنر اسلامی- اولگ گرابر- مهرداد وحدتی
26-هنر و معماری اسلامی - اولگ گرابر- یعقوب آزمند
27-شهر اسلامی نجم الدین بمات
28-نویفرت آرشتیکت دانا
منبع باشگاه طراحان

منابع آزمون(کنکور) کاردانی به کارشناسی معماری

منابع آزمون(کنکور) کاردانی به کارشناسی معماری:

۱:آشنایی با معماری اسلامی ایران استاد محمد کریم پیرنیا        
۲:سبک شناسی معماری ایران استاد محمد کریم پیرنیا          
۳:مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب وحید قبادیان  
۴:مصالح شناسی سیاوش کباری    
۵:معماری ایران(دوره اسلامی) محمد یوسف کیانی   
۶:جزییات معماری ساختمانهای آجری نشریه۹۲سازمان برنامه و بودجه
۷:فرهنگ مصور هنرهای تجسمی پرویز مرزبان و حبیب معروف
۸:مبانی هنرهای تجسمی غلامحسین نامی
۹:عناصر رنگ ایتن ایتن
۱۰:معماری فرم فضا نظم فرانسیس دی کی چینگ
۱۱:تاریخ و هنر معماری ایران دوره اسلامی محمد یوسف کیانی
۱۲:اجزا ساختمان و ساختمان سیاوش کباری
۱۳:آشنایی با معماری جهان محمد ابراهیم زارعی
۱۴:تاسیسات طباطبایی   
۱۵:معماری ۱و۲ انتشارات دیباگران   
۱۶:ریاضی انتشارات دیباگران    
۱۷:مبانی هنرهای تجسمی هنرستان 
۱۸:تاسیسات هنرستان   
۱۹:آشنایی با بناهای تاریخی هنرستان
۲۰:ادبیات پنج استاد -----  
۲۱:راهنمای ادبیات پنج استاد محمد باقر کلیشمی   
۲۲:هندسه سال دوم دبیرستان -----
۲۳:معارف اسلامی۱ انتشارات سمت   
۲۴:معارف اسلامی۱ انتشارات نهاد رهبری
۲۵:عناصر و جزییات ساختمان۱و۲ هنرستان 

کوتاه از دکتر محمد کریم پیرنیا

محمد كریم پیرنیا:
در سال 1301، از مادری یزدی و پدری نایینی در یزد به دنیا آمد. پدرش میرزا صادق خان نایینی، پزشك حاذق و شیمی دان نامی و هنرمند بود و مادرش، حشمت الملوك رحیمی از خانواده خوانین یزد بود. خانه ایشان در محله یوزداران یا جنگل در كنار باروی شهر قرار داشت. دوران ابتدایی را در مدرسه «مباركه اسلام» در محله یوزداران و سپس در «مدرسه نمره 2» در محله لب خندق به پایان رسانید. دوران دبیرستان را در مدرسه ایرانشهر كه ابتدا در خانه كوراغلی در پشت مسجد امیرچخماق بود گذرانید. پدر وی به هنر های زیادی چون معماری، نقاشی، تصحیف و خطاطی وارد بود. نگاه به پدر و زندگی در قدیمترین محلات یزد و عبور هر روزه از كنار آثار باستانی و معماری یزد چون مسجد جامع، در وی شوق معماری را می افزود؛ به نحوی كه
در همان سنین مدرسه، از خاك و آب برای خود، خانه هایی كوچك می ساخت.
پس از دوران دبیرستان، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و ابتدا در رشته ادبیات تحصیل كرد و با وجود موفقیت هایی كه در این رشته داشت، در نخستین كنكور دانشكده هنر های زیبا شركت كرده و قبول شد و به تحصیل معماری پرداخت. با وجود موفقیت و كسب بهترین نمرات و مدال ها در این رشته، چون دید بهایی به معماری اصیل ایرانی گذاشته نمی شود و به كار های ایرانی با دید تمسخر می نگرند، خود به دنبال اصالت معماری ایرانی رفت و با پیرمردان معمار و استادكاران قدیم همدم و هم كلام شد و بسیار از آنها آموخت. در سال های آخر تحصیل، به علت تهمت نابجای نوشتن مقاله ضد فلان استاد كه به وی زدند از دانشگاه بیرون رفت و به بررسی ها و تحقیقات فردی خویش متكی شد و تلاش كرد با بررسی بنا ها و گفتگو با معماران و استادكاران قدیمی، اصول معماری ایرانی را مورد شناسایی قرار دهد كه به تدریج حاصل برخی از آنها را طی مقالاتی در اختیار عموم قرار دارد.
وی پس از دانشگاه در وزارت فرهنگ قدیم یا آموزش و پرورش شاغل شد و با كار در دفتر فنی، به ساخت مدارس ارزان قیمت اما محكم و زیبا پرداخت و طی 13 سال یعنی بین سال های 1332 تا 1345، با كمترین هزینه و بهترین اصول و مصالح و پایبندی به اصول معماری ایرانی، 333 باب مدرسه را طرح ریخت و ساخت و تعجب همگان را برانگیخت به طوری كه وزیر او و كار هایش را معجزه خواند و بعد ها این طرح از طرف یونسكو به عنوان نمونه مدارس ارزان قیمت معرفی شد و در دنیا از آن طرح نیز مدارسی ساخته شد.
از سال 1344 تا مدتی پیش از انقلاب به عنوان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی در زمینه ترمیم، تعمیر و احیای بنا ها و آثار باستانی فعالیت كرد. محور فعالیت های وی طراحی و ساختمان سازی و دیگر، تحقیق جدی در زمینه معماری سنتی و شیوه های مرمت و نگهداری بنا های تاریخی و باستانی بود و اقدامات عملی او مهمترین و ارزشمند ترین بخش كار های اوست كه حاصل آن انتشار ده ها مقاله و كتاب است. وی از همان سال، در كنار مسیولیت ها دیگرش، به تدریس معماری سنتی ایران با تحلیل های علمی در دانشكده هنر های زیبای دانشگاه تهران و دانشكده های معماری دانشگاه های تهران، ملی، فارابی و علم و صنعت و پردیس اصفهان و غیره پرداخت كه حاصل آن تربیت گروه زیادی از مهندسان و معماران آشنا با معماری سنتی و اصیل ایران است.
وی در زمینه های متعدد معماری ایران چون مصالح، سازه، شیوه های ساخت و ساز بنا، برپایی شهر ها و روستا ها متخصص و صاحب نظر بود و پایه گذار مرمت و احیای آثار تاریخی كشور به شمار می رود. در دهه های 50 و 60، حاصل تلاش ها و بررسی های بسیار ارزشمند استاد پیرنیا توانست دیدگاهی ارزنده را نسبت به معماری ایرانی پدید آورد و معماری ایرانی و اصول و اصالت آن زنده گردد و جایگاه ارزشمندش را بیابد. وی علاوه بر اطلاعات فراوان و بسیار سودمند و ارزشمندی كه در همه زمینه های معماری ایرانی داشت به طور ویژه بر سه مورد كار می كرد و به آن سه توجهی ویژه داشت. اول، گردآوری واژه های كهن معماری بود. دوم، سبك شناسی معماری ایرانی است؛ بدین صورت كه استاد، 6 سبك در معماری ایران از دوران باستان تا دوران قاجار قایل بود كه عبارت بودند از سبك های پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. موضوع سوم نیز اشاره به اصول معماری ایرانی بود كه وی غالباً درون گرایی، خود بسندگی، نیایش، مردمواری و پرهیز از بیهودگی را به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح می كرد.
او علاوه بر معماری، در ادبیات، نقاشی، خوشنویسی و موسیقی نیز دستی داشت و همچنین علاوه بر فارسی، به زبان های عربی، عبری، پهلوی و خط میخی نیز احاطه داشت و نظریه معروفش در باره «چهار اصل مشترك هنر های ایرانی اسلامی» نیز از همین آشنایی با دنیای متنوع فرهنگ و هنر سرچشمه می گیرد. علاوه بر همه اطلاعات و دانش و نظرات، اخلاقی خوش، رویی باز، رفتاری باوقار، متواضعانه و انسانی داشت. او در مورد نحوه پایبندی به اصالت معماری ایران و وضع كنونی، در ذكر زندگی نامه اش در مبحث طرح ریزی و ساخت مدارس ارزان قیمت چنین گفته است: "من معتقد بودم كه نباید ادا در آورد و خیلی جا ها گفته ام كه برای معماری ایرانی و یا اسلامی، ادای معماری زمان صفوی را درآوردن غلط است. همیشه معماران ما از پیشرفته ترین فن زمان، بدون تعصب از اینكه از كجا آمده است بهره می برده اند. به همین دلیل است كه معماری شیوه رازی از زمان سلجوقی و شیوه اصفهانی در زمان صفوی متفاوت هستند. تا وقتی كه زمان خودباختگی شروع شد و پیوندمان با هنر خودمان گسسته شد. در هر حال باید منطق معماری گذشته را نگاه داریم. ..." وی سرانجام پس از عمری تلاش و كوشش و ثمردهی در عرصه معماری و قرار گرفتن جزو برترین هنرمندان قرن معاصر، دریافت لوح افتخار از سوی سازمان میراث فرهنگی، عضویت افتخاری در فرهنگستان علوم و كسب دكترای افتخاری از دانشگاه تهران، در 9 شهریور سال 1376 روحش به پرواز در آمد و آرامگاهش در خانه قدیمی رسولیان و دانشكده معماری یزد، روزانه محل گذر، تامل و میعاد گاه ده ها استاد و دانشجو و عاشقان معماری ایرانی است.
پاره ای از كتب به یادگار مانده از وی عبارتند از: «راه و رباط»، «شیوه های معماری ایران»، «گنبد در معماری ایران»، «آشنایی با معماری اسلامی ایران»، كتاب هنر دبیرستان بخش معماری و «هندسه در معماری». پاره ای از مقالات، سخنرانی ها و مصاحبه های ارزشمند و به یادگار مانده از وی عبارتند از: «سبك شناسی معماری ایران»، «بیماری بلوار»، «بازار ایران»، «درگاه و كتیبه آستان حضرت عبد العظیم»، «مسجد جامع فهرج»، «تویزه، قوس، دور»، «طاق و گنبد»، «مروری بر كتاب نظری اجمالی بر شهرنشینی و شهرسازی در ایران»، «خیز و اندام گنبد های ایران»، «بادگیر و خیشخان»، «پاسداری از یادگار های ایران باستان»، «ارمغان ایران به جهان معماری، گنبد»، «ارمغان ایران به جهان معماری، جناغ و كلیل»، «ارمغان ایران به جهان معماری، پادیاب»، «خانه های خدا در ایران زمین»، «سبك آذری»، «مردم واری در معماری ایران»، «خواب آلودگان به شیوه های معماری ایران، نام بیگانه می نهند»، «معماری مساجد ایران، راهی به سوی ملكوت»، «شرایط اقلیمی كویر و مسایل مربوط به بنا های خشتی»، «مساجد»، «معماری ایران»، «استاد محمدكریم پیرنیا و اصول معماری سنتی ایران»، «در و پنجره در معماری ایران» و «پای صحبت استاد پیر نیا».

منبع:راچینه

اصول معماری ایرانی

 

                     

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

هنر و معماري ايران از ديرباز داراي چند اصل بوده كه به خوبي در نمونه‌هاي اين هنر نمايان شده است. اين اصول عبارتند از: مردم واري، پرهيز از بيهودگي، نيارش، خودبسندگي، و درون‌گرايي. در مجموعه بخش هاي اصول و معماري ايراني سعي در توضيح جزئي هر يك از آن‌ها داريم.


                               

درونگرایی

یكی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده كه این امر به گونه ‌ ای معماری ایران را درون ‌ گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان ‌ دهی اندام ‌ های ساختمان در گرداگرد یك یا چند میان ‌ سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می ‌ كردند و تنها یك هشتی این دو را به هم پیوند می ‌ داد.   

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش می ‌ شده كار بیهوده انجام نشود و از اسراف پرهیز می ‌ كردند

مردم محوری

مردم ‌ محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام ‌ های ساختمانی با اندام ‌ های انسان و توجه به نیازهای او در كار ساختمان ‌ سازی است. در ایران هم مثل مكان ‌ های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می ‌ گرفته و روزن و روشندان را چنان می ‌ آراسته كه فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می ‌ آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یك بستر است و افراز طاقچه به اندازه ‌ ای است كه نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار كه مخصوص مهمان است به اندازه ‌ ای پهناور و باشكوه بوده كه شایسته پذیرایی باشد

خودبسندگی

معماران ایرانی تلاش می ‌ كردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیك ‌ ترین نقاط ممكن به ‌ دست آورند و ساختمان ‌ ها را چنان می ‌ ساختند كه نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اكتفا كنند.
به این ترتیب كار ساخت ‌ وساز با شتاب بیشتری انجام می ‌ شد و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازگارتر بود و هنگام بازسازی و نوسازی نیز همیشه مصالح در دسترس است.

نیارش

نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح ‌ شناسی گفته می ‌ شود. معماران به نیارش ساختمان بسیار توجه می ‌ كردند و آن را از زیبایی جدا نمی ‌ دانستند. آنها به تجربه به اندازه ‌ هایی برای پوشش ‌ ها و دهانه ‌ ها و جرزها دست یافته بودند كه همه بر پایه نیارش به دست آمده بود

محور بندی فضایی

تاکیید بر تقارن و محور بندی فضایی - کالبدی

جایگیری فضاهای اصلی روی محورهای اصلی

جایگیری فضاهای فرعی و ارتباطی روی محور های فرعی

مفهوم سلسله مراتب

رده بندی فضایی میان درون و برون

رده بندی در نگاره ها و آرایه ها

اصالت برتری فضا نسبت به توده ساختمان

کاهش از جرم و توده ساختمان و افزایش فضای خالی آن

ایجاد شفافیت

یاری گرفتن از نور و بازتاب ان - بافت – رنگ – خط و روش های دیگر برای ملکوتی کردن فضا 

ضوابط طراحی فرهنگسرا در چند جمله

                  

فرهنگسرا ساختمانی است که در آن یک یا چند نهاد فرهنگی فعالیت دارند. در فرهنگسراها معمولاً شرایطی برای آموزش امور گوناگون فرهنگی و اجتماعی و همچنین آموزش پیشه‌ها و هنرهای گوناگون مانند نگارگری، کوزه‌گری، دوزندگی و جزاینها فراهم می‌گردد. برخی از فرهنگسراها کتابخانه و انتشارات ویژه خود را نیز دارا هستند.  برخی از فرهنگسراها بجز پوشش دادن منطقه خود به فعالیت‌های فرامنطقه‌ای نیز می‌پردازند. بسیاری از فرهنگسراها ویژه‌کار (تخصصی) اند یعنی فعالیت خود را گرد یک گروه یا یک محور کاری کرده متمرکز می‌سازند.

فرهنگسراها برپایه شیوه فعالیت به یکی از محورهای سه گانه شخصیت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد می‌پردازند:

فرهنگسراهای شخصیت محور

عبارت‌اند از فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران، بانو، و سالمند.

فرهنگسراهای محتوا محور

عبارت‌اند از: اندیشه، قرآن، پایداری، هنر، ملل، قانون، تیره‌ها (اقوام)، ورزش، ماه‌ بهمن، کار، دانش‌ها، تندرستی، طبیعت، و فناوری اطلاعات.

فرهنگسراهای نهاد محور

عبارت‌اند از خانواده، مدرسه، و شهر.

                   

بخشهایی از طراحی فرهنگسرا:

۱):لابی اصلی و زیرمجموعه های آن که شامل:

فضای انتظار و نشیمن،فروش اغذیه،محل نگهداری کودکان،عناصر خدمات عمومی مانند باجه های تلفن و اینترنت،عناصر دسترسی و ارتباط مانند:رمپ،پله و آسانسور

۲):غرفه های فروش محصولات فرهنگی و هنری

۳):سایت اداری شامل:

اتاق کنفرانس،اتاق منشی و ریاست،دفاتر کار،بایگانی،آبدارخانه،سرویسهای بهداشتی،محل انتظار ارباب رجوع

۴):آمفی تئاتر و سینما

۵):کتابخانه

۶):گالری نمایش آثار هنری

۷):کلاسها و آتلیه های آموزشی شامل:

نقاشی،معماری،عکاسی،مجسمه سازی،لابراتوار زبان و...

۸):واحد سمعی بصری و سایت رایانه

۹):رستوران یا کافی شاپ

دکتر کامران طباطبایی دیبا

کامران طباطبايی ديبا از معماران صاحب سبک در معماری مدرن و معاصر ايران است که همه ی علاقه مندان به هنر، در اين سرزمين، با سازه های معروف او ( موزه هنر های معاصر تهران ، فرهنگستان و پارک نياوران ، فرهنگسراو پارک شفق و...) آشنا هستند. ديبا پسرعموی ملکه ی سابق ايران ( فرح ديبا ) نيز هست.

                                       

متولد تهران سال ۱۳۱۷ و  5 مارس 1937 میباشد. 

او آرشیتکت،برنامه ریز شهری و نقاش ایرانی ایست که در دانشگاه هارواد واشنگتن دی سی تحصیل کرده است.در سال 1964 فارغ التحصیل رشته معمارى و شهرسازى شد و پس از آن به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.در سال 1966 به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور “DAZ” شد.

دیبا به عنوان یک نقاش چندین نمایشگاه انفرادی در ایران بر پا کرد.وی هم چنین گردآورنده و واسطه فروش آثار نقاشی معاصر غرب بود. از میان آثاری که او  طراحی کرده و اجرا شده‌اند می‌توان موزه هنرهای معاصر،پارک و فرهنگسرای نیاوران، منزل مسکونی(موزه) پرویز تناولی، نمازخانه جنب موزه فرش، پارک و فرهنگسرای شفق (یوسف آباد)، دفتر مخصوص ملکه ایران(فرح دیبا)،مسجد جندی شاپور، دانشگاه صنعتی جندی شاپور، ویلای «پیرونه» (اسپانیا)، ویلای «اسپارتینا» (اسپانیا)را نام برد. در سال‌های آخر کار حرفه‌ای اش در ایران، پروژهٔ شهرک شوشتر نو را طراحی کرد که برنده جایزه معماری آقاخان شد و در نمایشگاه آثار معماری و شهرسازی قرن بیستم، که به مناسبت فرا رسیدن سال ۲۰۰۰ در لس‌آنجلس برگزار شد، به عنوان طرح برگزیده در مجموعه آثار معماری و شهرسازی جهان به نمایش گذاشته شد.

                                       

پروژه نیمه تمام "شهر جدید شوشتر" (1974-80) در خوزستان که وی آرشیتکت و برنامه ریز آن بود بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی است که دیبا مورد استفاده قرار داده است.این شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر 30000 نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد .چهار راه ها میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف آن شکل می گرفتند و وجود باغ ها و بازارها زندگی اجتماعی را تقویت می کرد. بناهای آجری شاعرانه دیبا معماری شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است .

يكى از مراكز فرهنگی و هنرى كه در چندسال اخير بسيارمورد توجه و بازديد قرار گرفته و رفته رفته به كاربرى اصلى خود نزديك شده، موزه هنرهاى معاصر تهران است كه با سقف های نیم هلالی اش یاد آور باد گیر های سنتی خاور میانه است .بخش بزرگى از جذابيت این موزه، به بناى ماندگار آن مربوط مى شود.
اين ساختمان در تهران خويشاوندان ديگرى نيز دارد كه با كمى دقت از ساير سازه هاى مطرح و معروف متمايز مى شود.
"دفتر مخصوص " ملکه ی ایران در سال هاى پيش از انقلاب، فرهنگسراى نياوران و منزل (موزه) «پرويز تناولى» (درنياوران) از ديگر بناهايى هستند كه خيلى سريع و با صراحت هم خونى خود را با موزه هنرهاى معاصر بازگو مى كنند. لازم به ذکر است که در چند سال اخیر اکثر کارهای این معمار زبر دست ایرانی و تحصیل کرده تحریف شده است که این موضوع باعث شده تا گاه و بی گاه کامران دیبا انتقادهای شدیدی نسبت به اخلاق در معماری ایرانی داشته باشد.

دیبا به عنوان مشاور و برنامه ریز شهری در وزارت مسکن و توسعه شهری ایران خدمت کرد. هم چنین دفتر وی طرح جامعی برای برخی شهرها ارائه داد که از جمله آنها خرمشهر بندری مهم در خلیج فارس است.جایی که وی با طراح یونانی A.Doxias که در بخش خصوصی فعالیت می کرد همکاری کرد. وی در سال 1977 ایران را به قصد زندگی در پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند. پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیا ست. وی در سال 1977 به عنوان منتقد با دانشگاه "کرنل"  همکاری کرد و هم اکنون نیز در اسپانیا اقامت دارد.

شیوه معماری اصفهانی

شیوه اصفهانی نام آخرین نوع شیوه معماری سنتی ایرانی است، و دو دوره دارد که دوره نخست آن به زمان قراقویونلوها باز میگردد.

                             

به شیوه ی معماری دوره‌ی صفویه، سبک اصفهانی اطلاق می شود. چون اولین بناها در شهر اصفهان ساخته شده و به سبک اصفهانی معروف گردید. دوره‌ی حکومت شاه عباس را عصر طلایی سبک اصفهانی می‌دانند.
به حکومت رسیدن سلسله صفویه در ایران موجب به وجود آمدن حکومتی شد که ایران بعد از سلسله ساسانیان به خود ندیده بود ،که سازمان فرقه ای(شیعه) و تشکیلات منظبط ناشی از آن باعث گردید که این دولت بر تمام شئون زندگی مرم مسلط گردد اوج گرفتن حیات عقلی شیعه در این دوره که ملازم با تجمع متفکران و اندیشمندان شیعه در مراکز عمده آن روزگار به ویژه اصفهان و تبادل آراء و افکار آنان است، دوره جدیدی را در زمینه حکمت و فلسفه شیعه به همراه داشت و جلوه از تمدن را در این کشور پایه گذاری کرد. و حکومت بنا به سنتها گذشته سازماندهی، راه اندازی و ایجاد تاسیسات و تجهیزات زیر ساختی را عمدتا بر عهده گرفت در واقع این سیاستهای را دنباله و الگو گرفته سیاستهای ساسانیان می‌توان دانست آنچه مشخص است که دولت صفوی جمع بندی از تاریخ چند هزارساله ایران بوده که مکتبی را تحت عنوان اصفهانی را از جمع بندی ماهرانه فلسفه، هنر، معماری و شهر سازی روز گار کهن ارائه کرد و آن را با توجه به مصادیق و مفاهیم روز خود به جامعه معرفی کرد.

از مظاهر بارز این دوره و آثار شکوهمند آن که هنوز هم در سر تا سر ایران نمود دارد این است که یکی شبکه راههای عمودبرهم بوده، که از کوهستانها به داخل کویرها و نمکزارها گسترش یافته بود و دیگر ساختن رباطها و کاروانسراهای بزرگ و توقفگاهای آبرومند، کاخها و بستانهای زیبا و خوش منظر که در فواصل راهها که در آنها همه گونه وسائل آسایش و رفاه مردم فراهم آمده بود را دانست.

در باره معماری اصفهانی ان را به دو دوره تقسیم کرده‌اند که دوره اول که درزمان حکومت صفویه بود را دوره شکوفایی آن و دوره دوم را که از زمان حکوت نادر آغاز و پس از زندیه با سلسله قاجاریه به اتمام می‌رسد که این دوره را دوره انحطاط معماری صفویه می‌دانند که ورود معماری اروپایی در زمان قا جاریه از مهم‌ترین دلایل انحطاط آن می‌باشد .

البته شاید بتوان بیشترین دستاور دهای این دوره را در شهر سازی پیگیر شد چرا که در این دوره مجموعه‌های شهری قابل توجهی را برای آیند گان به جا گذاشته‌است .

                 

ویژگی های سبک اصفهانی:

1. پلان مستطیل شکل و چند ضلعی ساده
2. پلان ایوانی
3. مصالح مرغوب و بادوام
4. در بناها از کاشی خشتی، هفت‌رنگ، مقرنس کاری، یزدی‌بندی، کاربندی یا رسمی‌بندی استفاده شده است.

چندین نمونه از بناهای سبک اصفهانی:

1. کاخ چهلستون در قزوین
2. کاخ عالی‌قاپو در قزوین
3. کاخ صفی‌آباد در بهشهر مازندران
4. مسجد هارون ولایت در اصفهان
5. مسجد علی در اصفهان
6. مسجد جامع ساوه
7. میدان نقش جهان
8. کاخ چهلستون در اصفهان
9. کاخ هشت بهشت در اصفهان
10. مدرسه‌ی چهار باغ اصفهان یا مدرسه‌ی مادرشاه
11. مسجد حکیم اصفهان
12. تالار اشرف در اصفهان
13. مجموعه‌ی گنجعلی خان در کرمان
14. پل الله وردی خان (سی و سه پل)
15. پل خواجه در اصفهان
16. پل رودخانه‌ی کوی
17. باغ فین کاشان
18. کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه
19. کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده
20. کاروانسرای امین‌آباد در شیراز – آباده
21. کاروانسرای ده‌بید در شیراز
22. کاروانسرای زین‌الدین در یزد – کرمان
23. کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز
24. کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی)
25. کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی)
26. کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی)
27. کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی)
28. کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی)
29. کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی)
30. کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی)
31. کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم
32. کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی)
33. کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان
34. کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان

شیوه معماری آذری

شیوه آذری، سبکی در معماری اسلامی ایران، منسوب به اذربایجان، مشهور به سبک مغول یا ایرانی - مغول و مقارن با دورهٔ حکومت ایلخانان بر ایران است.

با ورود مغولان (ایلخانی) این شیوه معماری آغاز گردید و تا زمان صفویه ادامه داشته است. چون اولین بناها درتبریز احداث گردید به سبک آذری معروف است. دوره‌ی حکومت غازان خان را آغاز سبک آذری می‌دانند. به عبارتی شیوه آذری دارای دو دوره است،دوره نخست از زمان هولاکو و پایتخت شدن مراغه و دوره دوم آن از زمان تیمور و پایتختی سمرقند آغاز می شود. در دوره دوم بود که معماران بزرگی در خراسان آن زمان به کار گرفته شدند و سازنده ساختمان های بی نظیری در آن جا بودند. در این زمان سعی می شد که ساخت بنا زودتر به پایان برسد. در این شیوه معماری بیشتر از هندسه در طراحی استفاده می کردند و به این سبب گوناگونی طرح ها در این شیوه بیشتر از همه است. ساختمان هایی که در این شیوه ساخته می شدند، همچون گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه تبریز از اندازه های شاهانه برخوردار بودند. 

                          

در زیر به بررسی دوره های سبک آذری پرداخته شده است:

الف: شیوه‌ی اول سبک آذری مربوط به دوره‌ی ایلخانی به مرکزیت مراغه با ویژگی‌های زیر:

  1. ساخت بناهای سترگ و عظیم
  2. توجه به تناسبات عمودی بنا
  3. ساخت ایوان با پلان مستطیل شکل
  4. تنوع در ایوان سازی
  5. استفاده از تزئیناتی چون گچ‌بری، کاشی زرین فام و کاشی نقش برجسته.

ب: شیوه ی دوم سبک آذری مربوط به دوره‌ی تیموری به مرکزیت سمرقند با ویژگی‌های زیر:

  1. ساخت ساقه (گلوگاه) بین فضای گنبد و گنبد خانه.
  2. ایجاد سطوح ناصاف در تمامی بنا.
  3. استفاده از تزئینات کاشی معرق (موزاییک کاری)           

دوره‌ی تیموری اوج معماری سبک آذری می‌باشد.

چند نمونه از بناهای سبک آذری:

  1. شنب غازان
  2. ربع رشیدی
  3. رصدخانه‌ی مراغه
  4. مسجد علیشاه در تبریز
  5. مدرسه و تکیه‌ی امیر چخماق
  6. زندان اسکندر یا مدرسه‌ی ضیاییه در یزد
  7. مسجد جامع ورامین
  8. گنبد سلطانیه یا مقبره‌ی اولجایتو
  9. حرم امام رضا (ع)
  10. مقبره‌ی شیخ صفی الدین اردبیلی
  11. مسجد کبود تبریز یا جهانشاه
  12. مدرسه‌ی امامی اصفهانی
  13. مسجد جامع یزد
  14. مسجد گوهرشاد
  15. مجموعه‌ی تاریخی سنگ بست
  16. مقبره ی شاه نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان
  17. مدرسه‌ی غیاثیه خردگرد در خواف
  18. مسجد جامع عتیق شیراز
  19. مقعه‌ هارونیه در توس
  20. گور امیر تیمور در سمرقند
  21. مزار شیخ احمد جام در تربت جام
  22. مقبره‌ی سلطان بخت آغا در اصفهان
  23. مسجد و مدرسه‌ی طلاکاری در سمرقند
  24. مجموعه‌ی آرامگاه‌های شاه زند در سمرقند
  25. مدرسه‌ی گوهرشاد در هرات
  26. مسجد بی‌بی خاتون در سمرقند
  27. مدرسه‌ی میر عرب در بخارا
  28. کاروانسرای انجیره در جاده یزد – طبس
  29. کاروانسرای چهار آباد درجاده‌ی نطنز – اصفهان
  30. پل قافلانکوه
  31. منارجنبان

                   

شیوه معماری رازی

معماری شیوه رازی را می‌توان مجموعه‌ای کامل از تمام معماری‌های گذشته ایران دانست. معماری این دوره با نغز کاری پارسی، شکوه و عظمت پارتی و ریزه کاری خراسانی همراه بود.در این زمان بود که ادبیات ایران نیز زنده گشت و فردوسی شاهنامه را برای ایرانیان به جا گذاشت که یکی از پر افتخارترین آثار ادبی ایران است.

معماری این شیوه مربوط به سدهٔ پنجم تا آغاز سدهٔ هفتم(سامانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) می‌باشد و دومین سبک معماری پس از اسلام در ایران می‌باشد.

معماری در این دوره مشخصات معماری گذشته را در کاربری‌های جدید به کار برد در این دوره با فراوانی‌های انواع معماری روبرو هستیم که در آنها از معماری‌های قبل از اسلام الگو گرفته شده و ساخته گردیده‌اند. درواقع با تشکیل حکومت سامانیان در شرق امپراطوری اعراب، اولین حکومت نیمه مستقل ایرانی تشکیل شدحکومت نسبتا طولانی این دولت باعث گردیدتا نهضتی آغاز شود که به درستی از سوی بسیاری از محققین به عنوان تجدید حیات علمی و ادبی ایران دوره اسلامی نامگذاری شده‌است که در حدود چهار قرن که با دولت سامانیان آغاز و حضیض آن با دولت خوارزمشاهیان است.

علت وقوع چنین نهضتی را که حدود چهار قرن قبل از این در در چین آغاز شد و چهار قرن بعد از افول آن در اروپا تحت رنسانس آغاز شد را مورخین و جامعه شناسان چنین متذکر شده اند:

                        

                                                گنبد سرخ مراغه
  • به هم ریختن نظام کاستی و جایگزین شدن جهان بینی اسلامی به جای تقسیم ارثی و اجتماعی کار، موقعیت اجتماعی و روابط ناش از آنها
  • آمیخته شدن تمدنها متفاوت، یونانی و مصری از یک سو و هندی و ایرانی از سوی دیگر در معجونی از فرهنگها محلی از بلخ تا اندلس چون ماده خام در تفکر و جهان بینی اسلامی به هم جوش می‌خورد. و تمدن و هنر اسلامی را پایه گذاری می‌کند وتمدن و هنری که بنا به مورد خاص و بخصوصودر ایران سبب تجدید حیاط علمی و ادبی و هنری و رجوع به سنتها و رفتارهای کهن می‌گردد.
  • اختراع کاغذ در چین و رسیدن آن در قرن اول هجری قمری به سمرقند که موجب تکوین و تکثیر نظریه‌های گردید
  • امکان برخورد آزاد عقاید مختلف با یکدیگر بخصوصو در قرن دوم هجری قمری و نظریه پردازیهایی که در همه زمینه‌ها، علی رغم ستیزهای عقیدتی وجود می‌داشت.

که شاید بتوان چنین گفت که در این دوره، در سر هوای بازگرداندن ایران به قدرت ساسانی را داشتندکه سعی بر آن داشتند که در معماری که در این دوران به جا می‌گذاشتند در واقع اشکال و ترکیبات هندسی بنا برای بیان قدرت و بقا به کار گرفته شود و نهایت سعی را در ایجاد ارزشهای شکلی ماندگار و بی نظیر به عمل می‌آوردند.

در معمار ی این دوره عملاً با توجه به موارد بالا با گوناگونی بناها روبرو هستیم در این دوره همانند دوره‌های قبل از اسلام مدرسه به عنوان بنایی جدا وارد معماری شد و بناهای چهار ایوانی نیز از نو زنده شده و تز ئینات نیز به بناها باز گردانده شد.

                           

می‌توان دستاورهای معماری این دوره رابه صورت زیر دانست:

  • پدید آمدن ساختمان با کارکردهای متفاوت همچون مدارس، آرمگاهها و...
  • استفاده از طرح چها ایوانی در بناها
  • استفاده از تاقهای چهار بخش، کاربندی، تاق کلنبو و تاق چهار ترک
  • ساخت گنبد به روشهای مختلف همچون گنبد رک و گسسته ناری و ابداع گنبد دوپوسته و گنبد ترکین با تویزه
  • استفاده دوباره از مصالح مرغوب در بناها
  • به کاربردن آجر پیشبر به دو صورت لعاب دار و بی لعاب
  • ابداع شیوه معقلی که گره سازی با آجر و کاشی است
  • به کار بردن نگاره‌های آجری با خطوط شکسته و مستقیم
  • به کار بردن انواع گچ بری‌ها در بناها

دوره رازی را می‌توان رنسانسی برای ایران قدیم دانست که متاسفانه با حمله مغول به این کشور اکثر آثار این دوره به نا بود گردید و باز در ایران وقفه‌ای در امر هنر و معماری پیش آمد که این بار توسط اقوام وحشی تاتار به وقوع پیوست.

چند نمونه آثار شیوه رازی:

گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان (آغاز طرح چهارایوانی)؛ مسجد جامع زواره؛ مسجد جامع اردستان (افزوده ها)؛ گنبد سرخ مراغه؛ رباط شرف؛ برج های خرقان و مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا با این شیوه بنا شده اند.در شیوه رازی ساخت تاق و گنبد بسیار پیشرفت کرد.

گنبد در شیوه رازی:

گنبد ترکیب شگفتی از عناصر هندسی است.برای اجرای این نوع پوشش دایره شکل بروی یک ته رنگ مربع از روشهای گوناگونی استفاده می شد که می توان به سکنج و ترکین اشاره کرد(در معماری بیزانس به این نوع گوشه سازی طاسچه گفته می شد)که با اجزای خود تکامل یافته به حد انتهای خود که انتهای گنبد بود می رسیدند.

معماران ایرانی در نهایت چیره دستی و قدرت تخیل فراوان مطابق روحیات و احساسات خود و جامعه آن روزگار انواع گنبد را از لحاظ فرم،ابعاد،مصالح و...به دنیای ما هدیه کردند.

گنبد یکی از عناصر مهم در معماری ایران است و یکی از بخشهای نا گسستنی از آن است دلایل استفاده از گنبد در معماری این بود که ایرانیان اصولا از ساختمان با ستونهای زیاد خوششان نمی امد و برای اینکه یک فضای مسقف بزرگ بدون ستون ایجاد کنند از شیوه نیارشی گنبد استفاده می کردند.

شیوه معماری خراسانی

با طلوع اسلام ساخت بناهای مذهبی به خصوص مساجد آغاز گردید. سبک خراسانی اولین سبک معماری اسلامی بوده، چون اولین بناها در خراسان ایجاد شده، لذا به سبک خراسانی معروف است. این سبک در قرون اولین (1 تا 4 هجری) رایج بوده و تحت تأثیر پلان و نقشه مساجد عربی با ساختمانی ایرانی (پارتی) با فضای ساده (فاقد تزئینات) بنا احداث شده‌اند. در دوران صدر اسلام ، شکوه و عظمت معماری گذشته ایران ( ساسانیان و ... ) به هیچ وجه مورد پذیرش و قبول نبود. با ورود آئین جدید و فرهنگ پربار اسلام همچنانکه شکوه و تجمل از زندگی مردم رخت بربست، معماری نیز به سادگی و بی پیرایگی گرائید. در این دوران بناهای باشکوه را خراب می کردند و بر روی آن ها و با استفاده از مصالح آن ها بنایی « مردم وار » می ساختند. مسجد پیامبر که بنایی ساده و معمولی بود، سرمشق معماران ایرانی قرار گرفت، چنانکه تمام مساجد قرون اولیه اسلام با همان سادگی ساخته می شد. بدلیل اینکه خود پیامبر در ساخت این مسجد دست داشت. این ساختمان در نزد مردم ایران و معماران ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار بود. مسجد پیامبر بنایی ساده و متشکل از فضایی حدودا" مربع شکل بود که در وسط آن تنه درخت نخلی قرار داشت که در هنگام نیاز به کمک آن بوسیله شاخ و برگ درختان سقفی برای آن فضا درست می کردند. در بیرون و کنار آن صفه ای برای اقامت مهاجرین و سایر پیروان پیامبر که بی جا و مکان بودند درست کردند. درضمن درجلوی آن زمینی صاف و هموار بود که برای تشکیل جماعت از آن استفاده می شد.

از ویژگی های بارز این دوره کوتاه شدن ارتفاع بناها است. گنبد را تا آنجا که ممکن بود کوتاه درست می کردند و همچنین گاهی درگاه ها را تا آن حد کوتاه می ساختند که انسان به هنگام ورود مجبور به خم شدن می گشت. تزئینات تقریبا" بکلی از بناها دور شده بود. ساختمان ها ساده و بی پیرایه ساخته می شدند. اکثر مساجد به شیوه پارتی، بصورت شبستانی و چهارطاقی ( البته بی پیرایه و کم ارتفاع ) ساخته می شدند. مساجد را در ابتدا بدون درب می ساختند و همیشه بروی هرکس باز بود، حتی در مناطق سردسیر هم برای مساجد درب نمی گذاشتند بلکه به کمک حصیر آن را می پوشاندند. اما بعدها به تقلید از معماری ساسانی ( پارتی ) مساجد را باشکوه می ساختند.

برای مثال مسجد تاریخانه دامغان قابل ذکر است. این مسجد مهمترین مسجد باقی مانده از شیوه معماری خراسانی است. مساجد بعدی بزرگتر و باعظمت بیشتری ساخته می شدند و در آن ها « ایوان » مثل معماری قبل از اسلام بصورت عنصری مهم و یکی از اجزای لاینفک در طرح معماری مساجد بکار می رود. یکی دیگر از خصوصیات مهم معماری این دوره جایگزین شدن قوس های جناغی به جای قوس های هلوچین و مرغانه دوره پارتی است. بدلیل ارتفاع کمتری که قوس های جناغی نسبت به قوس های هلوچین هم دهانه خود دارند. جایگزینی آنها بجای قوس های هلوچین و مرغانه باعث کمترشدن ارتفاع ساختمانها نیز می شده است. بتدریج هر قدر از دوران صدراسلام جلوتر می رویم با نمونه های پیشرفته تری از قوس های جناغی ( که به آن ها دولنگه یا لنگه ای یا نیزه دار نیز می گویند ) روبرو می شویم، تا اینکه در دوره اصفهانی به عالی ترین و جالب ترین نمونه از این قوس ها برمی خوریم، یکی دیگر از ویژگی های معماری این دوره استفاده از مصالح بومی و محلی مثل خشت خام و پخته با ابعاد دوره پارتی و نیز کاه گل و ... می باشد.

مهمترین ساختمانی که پس از اسلام به بافت شهرهای ایران راه پیدا کرد مسجد است. بدلیل اهمیت ویژه ای که مسجد در بافت شهرها و روستاها دارد، بررسی اصول معماری مساجد، روشی است که ما را بهتر و بیشتر با اصول معماری هر دوره آشنا می کند. دراین جا مراحل مختلف ساخت مساجد را در دوره های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. لازم به توضیح می باشد که این بررسی صرفا" مربوط به دوره صدر اسلام و شیوه خراسانی نیست، بلکه بطور کلی روش های معماری و ساختمانی مساجد را از صدر اسلام تا پایان شیوه اصفهانی ( دوره قاجاریه ) دربرمی گیرد.

مسجد:

اولین مسجد پس از هجرت پیامبر در محلی بنام قبا بنا شد. کیفیت ساختمانی این مسجد روشن نیست. پس از چند روز که آن حضرت به مدینه می روند در آنجا مسجدی بوسیله پیامبر، مهاجرین و انصار در فضایی تقریبا" مربع شکل به مساحت 50 مترمربع با خشت و سنگ لاشه ساخته می شود. در بنای مساجد هم مثل سایر ساختمان ها « مردم واری » و پرهیز از شکوه و عظمت در تمام بلاد اسلامی رعایت می شد و در هرکجا که اقدامی حاکی از عظمت طلبی بروز می کرد، سخت با آن مقابله می شد. بعد از آنکه « امویان » زمام امور را به دست گرفتند و حکومتی موروثی و تجمل خواه را مستقر کردند، پایتخت از مدینه به دمشق منتقل شد و تحت تاثیر فرهنگ بیزانس و ایران ساسانی اقدام به ساخت بناهای مجلل و با شکوه نموده و آداب و رسوم گذشته را تجدید کردند. مسجد کوفه که در سال 12 هجری بنا شده بود در اوایل این دوره ( سال 40 هجری ) به شکل فضای شبستانی و با حیاط مرکزی تجدید بنا شد. یکی از مهمترین آثار این دوره مسجد دمشق است که آن را می توان اولین مسجدی دانست که به هزینه زیاد و شکوه فراوان ساخته و آراسته شد. گفته اند که ساختمان این مسجد مدت 9 سال که هرروز 9000 مرد به سنگ بريدن اشتغال داشته اند، طول کشیده است.

مساجد شبستانی:

مهمترین مسجد این دوره با طرح شبستانی، مسجدی است بنام تاریخانه که در دامغان واقع است، این مسجد دارای پلانی مستطیل شکل است و مرکب از یک حیاط مرکزی به شکل مربع و شبستانی در سمت قبله و رواقهایی در اضلاع دیگر حیاط می باشد. پوشش های سقف این مسجد گهواره ای است ( تعریف ریاضی طاق گهواره ای چنین است: طاق گهواره ای از حرکت یا انتقال افقی یک قوس در فضا بوجود می آید ) قوس های این ساختمان هلوچین است. البته با اندکی تمایل به جناغی. در واقع در این مسجد اولین مراحل تبدیل و جایگزینی قوس جناغی را مشاهده می کنیم. ستون های این مسجد با آجر ساخته شده و اندود نازکی از ساروج دارد. ( اگر ابعاد ستونهای این مسجد با ستون های تخت جمشید مقایسه شود و یا ارتفاع این ساختمان با ایوان مداین مقایسه شود بیشتر به تفاوت معماری خراسانی با دوره های قبل پی می بریم.) در این بنا علاوه بر آجر از خشت نیز استفاده شده است. مسجد متعلق به قرن دوم هجری است، البته مناره استوانه ای شکل آن متعلق به دوره سلجوقی ( شیوه رازی ) است.

مساجد چهارطاقی:

به بنایی متشکل از چهار ستون ( واقع در چهار راس سطحی بشکل مربع ) که بوسیله چهارقوس بهم متصل شده اند و دارای چهار گوشوار برای ایجاد زمینه ای دایره ای شکل برای گنبد روی آن می باشد، چهارطاقی می گویند. پیش از اسلام چهارطاقی ها عموما برای ساخت آتشکده ها بکار می رفت. تعدادی از این آتشکده ها که از بیش از اسلام پایدار مانده بود، از سوی مردم برای فضای عبادت مناسب تشخیص داده شد. برای استفاده از چهار طاقی به عنوان یک مسجد ابتدا درگاه سمت قبله را با دیواری مسدود و در آن محرابی تعبیه می کردند و اگر در طرفین بنا هیچ فضایی در نظر نداشتند آن دو درگاه طرفین را نیز مسدود می کردند و تنها درگاه روبروی محراب باز می ماند و گاهی اوقات در مناطق سردسیر اندکی آن را تنگ می کردند و به این ترتیب چهارطاقی به مسجد تبدیل می شد. یکی از کهن ترین مساجد سبک چهارطاقی، مسجد یزد خواست است که علاوه بر دیوارهایی که در سه سوی چهارطاقی اضافه شده است. ایوانی هم در جلوی آن ساخته شده است.

در واقع طرح آن که عبارت از ترکیب یک چهارطاق و یک ایوان می باشد، در مساجد و بناهای دیگر هم بکار رفته است.یکی از نکاتی که که درمورد نقشه های قدیمی می باشد این است که خط چین نشان دهنده گنبد و دایره خط چین کوچک نشان دهنده مناره است.

مساجد ایوانی:

مشهور است که شرق ایران و نواحی خراسان، خاستگاه ایوان به عنوان یک فضای مهم معماری بوده است. در زمان اشکانیان ایوان با سقف گهواره ای یکی از عناصر مهم بناهای عظیم محسوب می گشت. البته ایوان ستوندار از عناصری است که در بناهای هخامنشیان بصورت تالار صدستون، آپادانا و ... مشاهده شده است. ایوان ستوندار همچنین در منازل مسکونی غرب و شمال کشور نیز وجود داشته است. بطور کلی ایوان فضایی است که از یک طرف باز و از سه طرف دیگر مسدود است. البته مسدود بودن از سه طرف دیگر به این معنا نیست که کاملا" بسته است بلکه در سه طرف دیگر ورودی هایی به فضاهای اطراف وجود دارد البته ممکن است، یک طرف از سه طرف کاملا" مسدود باشد که در مساجد ایوان دار معمولا" چنین است. در تعدادی از مساجد، ایوان بصورت ترکیبی همراه با چهارطاقی بکار رفته است، علاوه بر آن ها مساجدی هم بوده اند که تنها یک ایوان داشته اند که به مساجد یک ایوانی معروف اند، مثل مسجد نیریز که بعدها یک ایوان دیگر نیز به آن اضافه شده است و درحال حاضر نقشه آن دارای دو ایوان است. مساجدی هم از ترکیب دو ایوان بوجود آمده بودند که به « مساجد دو ایوانی » معروف اند مثل مسجد فریومید و مسجد روزن. در مجموع ایوان از عناصر بسیار مهمی است که به همراه دیگر عناصر معماری ایران زمینه را برای مساجد چهارایوانی مساعد می کند ( مساجد چهارایوانی به عنوان جاافتاده ترین و اصیل ترین مساجد ایرانی شناخته شده اند. )

مساجد چهارایوانی:

در دوره سلجوقیان ( شیوه معماری رازی ) احداث بناهای مذهبی و معابد مورد توجه قرار گرفت و تحولاتی در طرح مساجد پدید آمد ( بنابراین اطلاعات موجود طرح چهارایوانی در این دوره در مساجد نضج می گیرد ) « آندره گدار » در اثر تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که مدرسه نظامیه « خوارگرد » یکی از اولین بناهای چهارایوانی در ایران است. آندره گدار عقیده دارد که طرح این مدرسه نمونه ای بود که مساجد را با توجه به آن تبدیل به فضای چهارایوانی کردند. احتمالا" یکی از مساجدی که تغییر شکل داد، مسجد جامع اصفهان است که تاریخ اولین بنای آن سال 156 هجری است و سپس درطول زمان بارها و بارها توسعه داده می شود. بااین حال مهمترین تغییر دربنای مسجد با بنای دو گنبد در جناح جنوبی و سپس شمالی مسجد ( گنبد خواجه نظام الملک و گنبد تاج الملک ) و پس از مدتی با تبدیل طرح شبستانی به طرح چهارایوانی صورت می گیرد.

مناره در مساجد:

مناره به معنای جای آتش و جای روشن کردن آتش است. در ایران قبل از اسلام ساختمان های بلندی بشکل استوانه ( برج یا میل ) وجود داشته است که در بین شهرها و برکنار راه های ارتباطی ساخته می شده است. هدف از احداث چنین بنایی راهنمایی مسافران و مشخص نمودن مسیرهای ارتباطی بوده است، شب ها برفراز این مناره ها آتش می افروختند تا درشب هنگام نیز بتواند عملکرد خود را حفظ کند. اعراب به این ساختمان ها نام « مناره » نهادند. یکی از مهمترین این برج ها در فیروزآباد فارس قرار دارد که به برج آتش معروف است. پس از اینکه مسلمانان برای اعلام اوقات شرعی تصمیم گرفتند اذان بگویند، برای اینکه صدای موذن بهتر و بیشتر پخش شود، موذن بر بالای یک بلندی ( پشت بام مسجد و ... ) قرار می گرفت و اذان می گفت. معماران ایرانی با توجه به اینکه در ساخت برج های آتش قبل از اسلام تجربه داشتند و چنین ساختمانی برای آن ها آشنا بود تصمیم گرفتند که در مساجد از این برج ها استفاده کنند و بدین ترتیب ساختمان مناره ها در مساجد شروع شد و موذن برای اذان گفتن برفراز آن ها قرار می گرفت و به همین دلیل موذنه نیز گفته می شوند، اصلی ترین عملکرد مناره ( موذنه ) این است که برای اذان گفتن مورد استفاده قرار می گیرد و علاوه براین عملکرد اصلی، دارای عملکردهای دیگری نیز هست که به ذکر آن ها می پردازیم: مناره بدلیل ارتفاع زیادی که دارد عاملی است برای مشخص کردن محل مسجد از فاصله ای دور. در ایران بخصوص مناره ها را بلند می ساختند و بدین ترتیب حتی از بیرون شهرها، مناره های مسجد بچشم می خورند و همین مسئله عاملی است جهت معلوم بودن شهر از فاصله ای بعید. مناره بدلیل ارتفاع زیادی که دارد چشم را بطرف آسمان می کشاند و انسان با دیدن آن بیشتر به آسمان متوجه می شود و خلوص و خلوتی که لازمه دخول به مسجد است در او بوجود می آید. همچنین عاملی است جهت با عظمت و شکوه کردن مساجد. همچنین مناره عاملی است برای ایجاد نقوش تزئینی. هر قدر که مناره بلندتر می شود از قطر آن نیز کاسته می شود و بهمین دلیل ساختمان مرتفع تر بنظر می رسد. نقوش تزئینی بروی بدنه مناره ها ( گره سازی آجر و ترکیب آجر و کاشی که نقوش هندسی زیبایی بوجود می آورند و به « معقلی » معروف است، مقرنس و ...  )جلوه بیشتری به ساختمان مساجد می دهد. بدلیل اینکه مناره ها هر چه بالاتر می روند باریکتر می شوند و حلقه ها و مقرنس های تزئینی زیبایی خاصی به آن می بخشند که می توان آن را بدسته های گل بخصوص نیلوفر و میخک تشبیه کرد ( به آن گلدسته نیز گفته می شود ) مطلب مهم این است که تا اوایل قرن ششم هجری ( قبل از آنکه معماری مجددا" شکوه و جلال قبل ازاسلام خود را تجدید کند ) مساجد با یک مناره ساخته می شوند ( مسجد جامع اردستان، زواره، نائین و ... ) ولی از این مقطع به بعد در اکثر مساجد از جفت مناره استفاده می کنند چون دو عدد مناره باعث ایجاد تقارن و تقارن سبب پیدایش عظمت و شکوه در ساختمان می شود.

بطور کلی قرینه سازی مشخصه غالب هنرهای هندسی ایران، بخصوص معماری است. بنابراین یک جفت مناره جهت القاء عظمت و شکوه بیشتر به ساختمان بکار می رفته است. ( توجه شود که برای اذان گفتن وجود یک مناره کافیست ) وزن مناره ها بطور مستقیم بر روی زمین وارد می شود و برای بالا رفتن از آن ها، داخل آن ها پلکانی وجود دارد که نور آن ها بوسیله پنجره های باریک و کوچکی که بر روی بدنه مناره وجود دارند تامین می شوند.

ویژگی‌های سبک خراسانی:

  1. پلان مستطیل شکل
  2. فضای شبستانی یا چهل ستونی
  3. ساده و بی‌پیرایه (فاقد تزئینات)
  4. مصالح اولیه خشت خام و آجر
  5. فاقد پوشش و تزئینات یا گاهاً پوشش کاهگل
  6. استفاده از تک منار منفک با مقطع دایره‌ای در شمال بنا
  7. قوس‌های بیضی، تخم‌مرغی، ناری

(در سبک خراسانی پلان و نقشه مساجد عربی و ساختمان بنا ایرانی است.)

بناهای سبک خراسانی:

  1. مسجد جامع فهرج
  2. مسجد تاریخانه‌ی دامغان
  3. مسجد جامع نیریز
  4. مسجد جامع ابرقو
  5. مسجد جامع ميید
  6. مسجد جامع اردستان
  7. مسجد جامع اصفهان
  8. ارگ بم در کرمان
  9. رباط ماهی یا چاهه در سرخس
  10. پل – سد امیر در شیراز
  11. مسجد جامع اردبیل

شیوه معماری پارتی

شیوه پارتی بعد از حمله اسکندر به ایران و در دوره های اشکانی وساسانی پیدا می شود ، در این دوران است که توجه به معماری یونانی رو به افول می رود و استفاده از مصالح بومی رواج می یابد، مهمترین دستاورد این عصر استفاده از پوششهای طاقی در دهانه های بزرگ و گنبدها در زمینه چهار گوش می باشد که آتشکده فیروزآباد ، کاخ بیشابور ، کاخ سروستان ، ایوان کرخه از نمونه های ابنیه این دوران می باشند در این عصر گچ بری با خطوط شکسته و خمیده و استفاده از کنگره ها در نمای ساختمانها رواج یافته و قرینه سازی در نیایشگاهها و کاخ ها مورد توجه قرار می گیرد.

بهره گیری از آسمانه‌های خمیده تاقی و گنبدی (تاق آهنگ، تاق و تویزه و نیم گنبد) بهره گیری از چفدهای مازه دار برای تاق‌ها و گنبدها پی سازی با سنگ لاشه؛ گوشه سازی چوبی، سکنج، ترمبه و فیلپوش در زیر گنبدها. ساختمایه‌های بوم آورد، سنگ لاشه، خشت و آجر، ملات گیر چارو در این شیوه چشمگیر میباشد.

مهمترین ویژگیهای معماری شیوه پارتی:

  • گوناگونی در طرح‌ها و بهره گیری از اندام‌های گوناگون
  • جفت سازی در نیایشگاه‌ها و کاخ‌های پذیرایی و  جفت سازی در کاخ‌های مسکونی و خانه‌ها
  • درونگرایی با بهره گیری از میانسرا
  • شکوه و عظمت دادن به ساختمان‌ها با بلند ساختن آنها

آثاری از سبک پارتی:

  • کاخ الحضرا- ۱۲۳ پ.م
  • مجموعه نسا- ۱۷۳-۱۳۶ پ.م
  • کاخ آشور- ۱۰۰-۱ میلادی
  • کوه خواجه- سده نخست میلادی
  • بازه هور- (احتمالا نخستین چهار طاقی پیش ازساسانی)
  • آتشکده فیروزآباد
  • آتشکده نیاسر
  • قلعه دختر- ۲۲۴ میلادی
  • طاق کسری- ۲۴۱ میلادی
  • بیشابور - ۴۳۸-۴۲۰ میلادی
  • کاخ سروستان- ۴۳۸-۴۲۰ م
  • کاخ شیرین- ۴۳۸- ۴۲۰ م
  • نیایشگاه آناهیتادر کنگاور

شیوه معماری پارسی

شیوه پارسی ، شیوه معماری عهد هخامنشیان است که در واقع ادامه دهنده روش های معماری قرون ششم تا هشتم پیش از میلاد در ایران است که در این دوره به اوج شکوه و عظمت خود می رسد . در حدود 550 سال پیش از میلاد، کوروش (سر سلسله هخامنشیان) ساخت مجموعه پاسارگاد را آغاز نمود . این مجموعه شامل چند  آتشکده بزرگ و ساختمان های کوچکتر جهت خدمه و زیردستان در خدمت دربار بوده است . مساحت کل بنای مجموعه پاسارگاد 30 در 70 متر بوده است . مقبره کوروش با سقف شیبدار در همان زمان در این ناحیه ساخته شد . در حدود 521 سال پیش از میلاد ساخت سازه مجموعه شوش به دستور داریوش آغاز شد و حدودا" در سال 518 قبل از میلاد ساختمان مجموعه تخت جمشید ( پارس ) به دستور داریوش آغاز گردید . این سه مجموعه مهمترین آثار معماری باقیمانده از دوره هخامنشیان در ایران است که ضمن توضیح ویژگی های معماری این ساختمانها خصوصیات شیوه پارسی اشاره می گردد . یکی از ویژگیهای ساختمان سازی در این دوره احداث مجموعه های بزرگ ساختمانی بروی سکوهای ( صفه های ) بزرگ سنگی بوده است . این مسئله باعث می شده است که ساختمانها به محوطه اطراف خود ( که غالبا" با کاشتن درختان و گیاهان مختلف منظره بسیار زیبا و دلفریبی داشته است ) تسلط کامل داشته باشند و به اصطلاح « دلبازتر » باشند .

همچنین به روی نماهای این سکوهای بزرگ سنگی ( که در بعضی از جاها ارتفاع این سکوها حدود 15 متر است ) امکان ایجاد نقوش برجسته سنگی به وجود می آید . در تخت جمشید همین نقوش برجسته سنگی اطلاعات بسیار مفید و جالبی را در زمینه ملل تابع دولت هخامنشیان بدست می دهند که در جای خود به آنها پرداخته می شود . یکی دیگر از ویژگیهای مهم معماری این دوره عظمت گرایی در معماری است .

با توجه به حوزه استیلای امپراطوری هخامنشی که تقریبا" به سه جهارم بخش مسکونی جهان در آن دوران تسلط پیدا کرده بودند ( در زمان پادشاهان اولیه مثل داریوش و کوروش ) ایجاد مجموعه های ساختمانی بسیار با شکوه که شایسته و در خور این قدرت و سلطه باشند طبیعی به نظر می رسد .

از داریوش اول کتیبه ای در شوش مانده است که در آن نحوه ساختمان سازی قصرهای شوش توضیح داده شده است که از ترجمه کتیبه داریوش کلیات معماری شیوه پارسی معلوم می گردد. به دلیل استفاده از هنرمندان و استادکاران مختلف از سراسر امپراطوری هخامنشی ، بعضی ها بر این عقیده اند که معماری این دوره تلفیقی است از روشهای معماری مناطق مختلف که البته این ادعا تا اندازه ای صحت دارد .

ولی نکته بسیار مهم این است که اولا" نقشه تمام ساختمانهای هخامنشیان کاملا" ایرانی و منطبق با سلیقه و نحوه زندگی ایرانیان می باشد ، همچنین تمام فعالیتهای ساختمانی تحت نظارت کامل مهندسین ایرانی انجام گرفته است . به هر حال استفاده از بهترین و مرغوبترین مصالح ساختمانی که از اقصی نقاط امپراتوری هخامنشی به پایتخت آورده می شد و به کار گرفتن برجسته ترین و ماهرترین استادکاران در هر رشته سبب شده است که معماری ایران در آن دوره نسبت به سایر تمدنها و فرهنگهای فعال مثل یونان در مکان بالاتر قرار گیرد . سقف تالار بزرگ بارعام در کاخ داریوش مثل سایر مجموعه های هخامنشی بر روی ستونهای بسیار بلند و در عین حال بسیار ظریف سنگی قرار داشته است . ارتفاع این ستونها 20 متر و فاصله آنها از هم حدود 7 متر بوده است . زیربنای کل مجموعه شوش حدود 115*55 متر بوده است . ستونهای سنگی مورد استفاده در ساختمان های این دوره نسبت به سایر مناطقی که روش مشابهی برای معماری بکار می بردند مثل مصر و یونان ( که دارای معماری سنگی و ستونهای بلند بودنده اند ) پیشرفته تر و فنی ترند . مثلا" در هیچ کجا چه قبل ، چه هم زمان ، چه بعد از عهد هخامنشیان نتوانستند فاصله دو ستون را از هم به اندازه 7 متر برسانند . همچنین ظرافت در عین بلندی این ستونها منحصر به فرد است . توجه به نکات ظریف ایستایی و استاتیک ساختمان و همچنین پرداختن به جزئیات اجرائی ساختمان از نکات برتر شیوه معماری پارسی است . بطور کلی سقف ها در مجموعه های هخامنشی بطور افقی ساخته میشده اند و برای نگهداری آن ها از ستونهای سنگی با سرستونهای سنگی یا چوبی استفاده می شده است . در داخل سقف ها شبکه هایی از تیر و تیرچه چوبی به عنوان عضو باربر وجود داشته است که این تیرهای چوبی اصلی برروی سرستونهای چوبی یا سنگی قرار می گرفته اند . برروی این سقف ها و برای پوشاندن آن ها از حصیر یا نی استفاده و بعد لایه ای از کاه گل استفاده می شده است . بعد از پایان قصر شوش کسانی که کارهای ساختمانی شوش را انجام داده بودند به تخت جمشید آورده شدند و مجموعه تخت جمشید ( پارس ) را ساختند . بزرگترین مجموعه ساختمانی هخامنشیان تخت جمشید است که برروی صفه بزرگی از سنگ به ابعاد 270*450 متر ساخته شده است . سنگهایی که برای ساختن این صفه بزرگ مورد استفاده قرار گرفته اند بصورت خشکه چین و بدون ملات بروی هم قرار گرفته اند . اتصال این سنگها بهم به کمک بست های فلزی برنجی بصورت پاپیون ( بست دم چلچله ای ) صورت گرفته است . ابعاد و اندازه های این سنگها حیرت آور است بطوری که بعضی از آنها حدود 15 متر طول و 30 تن وزن داشته اند . ساختمان تخت جمشید پس از داریوش بدست خشایارشاه و سپس اردشیر اول دنبال و تکمیل شد . مجموعه ای که در پایان ، پس از چند نسل طراحی و سازندگی ساخته شد ، نمایش دهنده پیوستگی مراحل اجرای کار و نظم و هم آهنگی ای بوده که طی سال های 518-330 قبل از میلاد در ساختمان آن وجود داشته است . در تخت جمشید تمام اندازه ها و فواصل با هم متناسب و هماهنگ اند و مجموعه با اینکه در طی چند نسل ساخته شده است از یک نظم  ،هماهنگی و وحدت معماری برخوردار است که قابل تحسین می باشد . سقف تالار خشایارشا ( آپادانا ) بصورت مربع و به ابعاد 60*60 متر بوده است و بوسیله 36 ستون تحمل می شده است . ارتفاع این ستونها 18 متر و قطر آن ها حدود 2 متر بوده است . در ضمن قطر این ستونها از پائین به بالا بتدریج کم می شده است و این خود عاملی است که ساختمان را بلندتر از آنچه هست نشان می دهد . سرستونها در تخت جمشید گاهی بصورت سر دو شیر ، دو اسب ، دو عقاب و گاهی دو گاو است.

همچنین سرستونهای شبیه به سرستونهای یونیک ، دوریک و توسکان یونانی نیز در این مجموعه یافت می شود ( مثل سرستونهای دخمه های مادی ولی خیلی ظریف تر و خوش تراش تر ) . نکته مهم دیگری که در معماری پارسی با آن روبرو هستیم رعایت تقارن در بناهاست . رعایت تقارن باعث عظمت و القاء شکوه به بیننده می گردد . تمام ستونها ، پله ها و ... از اعداد زوج بوجود آمده اند . در زبان معماری سنتی کلمه « جفت » مترادف با قرینه یا تقارن استعمال می شده است و متضاد آن « پدجفت » یعنی گریز از متقارن ساختن و پرهیز از قرینه گی است .

برای تزئین بدنه ستونهای سنگی از ایجاد شیارها ( فرورفتگی – قاشقک ) برروی آن ها استفاده می شده است . نکته قابل توجه در تالار بار عام خشایارشا که به آپادانای خشایارشا موسوم است این است که تعداد ستونهای نگهدارنده سقف برابر است با تعداد شیارهایی که برروی هر ستون ایجاد شده است . مسئله جالب دیگر درباره معماری این دوران منطق اندازه ها و ابعاد فضاها است . تالارهای بار عام که مخصوص پذیرائی از سفیران ملل تابعه و دیدارهای رسمی است بسیار با شکوه و رفیع ساخته شده اند بطوری که عظمت بیش از حد آن ها وارد شوندگان را تحت نفوذ کامل قرار بدهند بطوری که مثلا" سفیران و ماموران رسمی یک کشور که تحت سلطه هخامنشیان قرار دارد با دیدن عظمت و شکوه محل سکونت و پایتخت امپراطوری هخامنشی هرگز فکر رهایی از سلطه هخامنشیان هرگز به ذهنشان خطور نکند . در این حال ابعاد اتاق کار خشایارشا در تخت جمشید برابر است با 5*3.5 متر ، یعنی معمولترین و مناسبترین اندازه برای برای یک زندگی خصوصی .

پله های تخت جمشید بدون شک بهترین نمونه پلکان در دنیای باستان است . اندزه این پله ها طوری تنظیم شده بود که یک سوارکار با اسب براحتی میتوانسته از آن ها بالا برود یا پائین بیاید . هم چنین جهت قرار گرفتن پلکان اصلی صفه  نیز بسیار جالب و ممتاز است . در اطراف بناهای دوره هخامنشیان منطقه بزرگی از فضاهای سبز بنام « پردیس » ایجاد می کر ده اند و بدور پردیس حصارهای بلند و قطور جهت محافظت مجموعه ساختمانی کشیده می شده است ، اعراب پس از استیلا بر ایران این منطقه بسیار وسیع ، خوش منظره و چشم نواز را همتای بهشت دانستد و فردوس نامیدند این سنت یعنی ایجاد باغهای بسیار بزرگ بهمراه چشمه ها و جوی های آب روان پس از هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان نیز ادامه داشته است .

اسفنکس ها:

ترکیب قسمتی از بدن انسان و حیوان و یا قسمتی از بدن یک حیوان با حیوان دیگر را که ممکن است بصورت نقش برجسته و یا مجسمه ظاهر شود اسفنکس گفته می شود. اسفنکس ها در هر تمدن نشانه اعتقادات ، اخلاق ، آداب ، رسوم ، فرهنگ ، قوم و تمدن است.با بررسی اسفنکس های باقیمانده از هر تمدن مسائل مهم و جالبی روشن می گردد. در تخت جمشید شیر بالدار و یا گاو بالدار که سرشان سر انسان است عمده ترین اسفنکس ها می باشند. همانطور که میدانید شیر قوی ترین حیوان روی زمین است و عقاب قوی ترین پرنده، بنابراین ترکیب این دو حیوان یعنی شیر بالدار موجودی خواهد شد که در زمین و آسمان همتا ندارد. شاید این مخلوق سمبلیک وظیفه نگهبانی و حراست از تمدن هخامنشیان را به عهده داشته است. برروی صفه اصلی تخت جمشید دروازه ای قرار دارد بنام دروازه ملل که هر کس برای ورود به تخت جمشید و تالارهای بارعام باید از آن بگذرد. در دو طرف این دروازه دو شیر بالدار بزرگ حجاری شده است. برای درک بیشتر مطلب یک اسفنکس آشوری توضیح داده می شود: همانطور که در تاریخ آمده، تمدن آشور از خونخوارترین مردم دنیای باستان به شمار می آید. مهمترین اسفنکس آشوری، تلفیقی است از بدن یک انسان و سر یک عقاب. مسلما" این ترکیب انسان را از لحاظ قصاوت و خونخواری با عقاب تیز پرواز یکی می کند. مقایسه بین این اسفنکس آشوری و شیر بالدار یا گاو بالدار هخامنشیان تفاوت اخلاق و فرهنگ این دو تمدن را روشن می کند.

پروفسور فرشید موسوی

                                          

 خانم فرشید موسوی ،متولد ۱۳۴۱ در شیراز، معمار و استاد ایرانی علوم معماری مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد امریکا است.

                                   

وی در دانشگاه‌های UCLA، کلمبیا و پرینستون و نیز چند مدرسه معماری دیگر در اروپا به عنوان مشاور فعالیت می‌کند.
پروفسور موسوی از جمله کارشناسان سرشناس معماری در جهان به حساب می‌آید.

وی تا هجده سالگی در ایران (شیراز) بوده‌است و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان می‌رود.

پروفسور دانش آموخته دانشگاه کینگز، دانشگاه اندی و مدرسه معماری بارتلت می‌باشد.

موسوی به مدت ۸ سال دراتحادیه معماری لندن مشغول به تدریس بود و در این مدت ریاست موسسه معماری فرهنگستان هنرهای زیبا در وین و همچنین مسئولیت طراحی ساختمان رنزوپیانو در جنوا و اداره دفتر معماری کلان شهر روتردام را نیز بر عهده داشت. او همچنین از داوران جایزه معماری آقاخان است. 

                              

علاوه بر سرپرستی فرهنگستان هنرهای زیبای وین فرشید موسوی بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ در این موسسه به تدریس نیز مشغول بود و همچنین مسئولیت نظارت بر پروژه طراحی «کتروتانگ» را نیز در بهار 2005 به عهده داشت. وی به همراه همسرش الخاندرو زائراپولو شرکت معروف معماری Foreign Office Architects را در سال ۱۹۹۵ میلادی بنیان نهاد. 
این شرکت به نام دفتر معماری خارجی (FOA) در لندن مشغول به فعالیت است و به عنوان یکی از برجسته ترین و خلاق ترین شرکت های معماری در طراحی های شهری و چشم اندازها در سراسر جهان به حساب می اید.
                                             

 
از طراح هایی که این شرکت اجرا کرده می توان به گذرگاه دریایی یوکوهاما در ژاپن، پارک بزرگ بارسلونا همراه با تالارهای کنفرانس محوطه سرباز، هتل بلومون در گروننیگن هلند، ساختمان پلیس بزرگ بارسلونا همراه با تالارهای کنفراس محوطه سرباز، هتل بلومون در گروننیگن هلند، ساختمان پلیس در لاویلا یویاسا اسپانیا و غرفه نمایشگاه صادرات بین المللی اسپانیا اشاره کرد.
از طرح های در دست احداث FOA هم می توان از ساختمان تئاتر ترودیا (در اسپانیا)مرکز فن آوری لوگو ونو و مرکز اسکان اجتماعی مادرید نام برد.
طرح هایی دیگردر دست ساخت FOA عبارتند از:
ساختمان اصلی ناشران در پاجو کره جنوبی، مرکز جدید موسیقی BBC در لندن، دانشگاه هنر و طراحی در انگلستان و دفاتر کار مختلف با مقیاس بزرگ در هلند.
                          
جوایزی و افتخاراتی که تا به حال فرشید موسوی در شرکت FOA دریافت کرده شامل :
  • سال 2005:
    - جایزه چارلز نیکس
    - اولین جایزه نمایشگاه بین المللی آیچی پاویلیون اسپانیا در مسابقات ژاپن
  • سال 2004:
    - جایزه نقشه کشی معماری برای پارک نوارتیس و پارکینگ بزرگ بازل در مراسم سالانه ونیز
  • سال 2003:
    - جایزه اریک میرالز برای معماری «بندر بین المللی یوکوهاما» در مادرید
    - جایزه «معماری کاناگاوا» برای معماری «بندر بین المللی یوکوهاما» در ژاپن
    - اولین جایزه مسابقات طراحی مرکز موسیقی BBC در لندن
  • سال 2002:
    - نامزد کسب عنوان برتر مسابقات طراحی WTC در نیویورک
  • سال 2001:
    - انتخاب به عنوان برترین معمار در مسابقه بین المللی طراحی بانک Entry South در لندن
  • سال 2000:
    - انتخاب به عنوان برترین معمار طراحی سالن های کنفرانس و پارک South-Eastern در بارسلونا
  • سال 1999:
    - کسب عنوان برترین طراح داخلی برای طراحی بهترین محل بازی سرپوشیده
  • سال 1998:
    - کسب مقام دوم در مسابقات بین المللی بازسازی ساختمان های کنار آب در تنه ریف اسپانیا
  • سال 1997:
    - کسب عنوان دوم مسابقات طراحی میونگ دانگ در کره جنوبی
  • سال ۱۹۹۷:
  • - برنده طرح سینما آزادی تهران . ایران
  • سال 1995:
    - برنده جایزه طراحی بندر بین المللی یوکوهاما
    • سالن های همایش،کنفرانس و پارک ساحلی بارسلونا، اسپانیا (جنوب غربی)
      - مجری ساخت: شهردای بارسلونا
      - تاریخ اتمام: سال 2004
      - مساحت کل: 000/45 مترمربع
      - بودجه تخصیص یافته: 5/7 میلیون یورو
  • توضیح اختصاری: این سالن های کنفرانس در کل ظرفیت 000/20 نفر را دارند و اجرای همه نوع خدمات در آنها پیش بینی شده است. ضمن اینکه با قرار گرفتن این سالن ها در ورودی آب همه آنها چشم انداز زیبایی به سمت دریا دارند.
    هدف از ساخت این سالن های کنفرانس پذیرایی از میهمانان خارجی شهرداری بارسلونا بود، چرا که شهرداری بارسلونا در سال 2004 برگزارکننده نشست بین المللی فرهنگ بود و میهمان خارجی بسیاری از سراسر جهان در این همایش شرکت کردند.
    هدف
    از طراحی این گونه سالن های همایش و پارک ساحلی جنوب غربی اسپانیا شبیه سازی زیبایی طبیعت با استفاده از نوعی هندسه فضایی و خطوط مصنوعی بود.

    معماری هخامنشی(فصل2)

                    

    پاسارگاد:

    از دیگر آثار پاسارگاد می توان به پلی بجای مانده از این دوره اشاره کرد . این پل دارای دو دیوار است با عرضی حدود۶۵/۱۵ متر و طولی در همین حدود وسیع و بزرگ به نظر می رسد.سه ردیف سه تایی ستون سنگی در فاصله دو دیوار آن قرار دارد. ستونها استوانه ای شکل هستند و بر روی پایه مکعبی قرار گرفته اند.بدنه ستونها کاملا صیقل یافته و فاقد سرستون هستند. شوش:داریوش هخامنشی پس از آنکه بر شورشیان مخالف سلطنت پیروز شد و آرامش را دوباره به کشور بازگرداند با توجه به قلمرو وسیع هخامنشی که از نیل تا سند بود تصمیم گرفت شوش کهن را که تقریبا در مرکز امپراطوری واقع شده بود به پایتختی انتخاب کند. بی شک در این انتخاب شکوه و عظمت دیرینه شوش پایتخت فرمانروایان ایلامی مورد نظر بوده است از سوی دیگر چون پاسارگاد پایتخت کوروش و کمبوجیه بوده است او نخواسته آن شهر را مرکز فرمانروایی خود سازد و از این رو شوش را مرکز حکومت خود برگزید.

    داریوش فرمان داد تا کاخی با شکوه آنچنان که در خور فرمانروایی وی باشد در شوش برپا دارند لذا معماران با توجه به جمیع مسائل تپه آپادانا را با این منظور انتخاب کردند کاخ اصلی داریوش روی این تپه بنا شد و اقامتگاه درباریان و تاسیسات دولتی بر روی دو تپه ((ارک))و((شهر شاهی)) ایجاد شد. آپادانا: آپادانا کاخی است مرتفع و پهناور که از بخشهای مختلفی تشکیل یافته است.این واحدها شامل تالار حرمسرا دروازه کاخ پذیرایی و دیگر بخشها است.در آغاز معماران زمان هخامنشی گرداگرد تپه را دیواری قطور با ارتفاعی حدود ۲۰ متر و قطری به همین اندازه برپا کردند و پشت آنرا با خاک پرکردند . بر روی این تختگاه ابتدایی پی بناها کنده شد سپس دیوارها برپا گردید و ستونها در جای خود استوار گشت. در این زمینه کتیبه ای از داریوش بر جای مانده است که خود گویای بسیاری از مسائل معماری این بنای بزرگ و با شکوه است داریوش در این کتیبه چنین نوشته است: ((این کاخ را من ساختم – زیور آن از راه دور آورده شد زمین کنده شد تا اینکه به خاک سفت (کف سنگی) رسیدم و خندقی درست شد.سپس قلوه سنگ و شقته در آن انباشته شد در طرفی به بلندی ۴۰ ارش و سوی دیگری تا حدود ۲۰ ارش روی آن شفته کاخ بنا گردید. کند وکوب و انباشتن و خشتهایی که در قالب زده شده کار مردم بابل بوده الوارکاج از کوهی آورده شد که آنرا لبنان گویند.مردم آشور آنرا به بابل و مردم کارکه و یونانیان آنرا از بابل به شوش آوردند.

    چوب یکا از گاندهارا و کرمانا آورده شد. زرا از سارد و بلخ آمد و در اینجا بر روی آن کار شد . سنگ لاجورد گران قیمت و عقیق شنگرفی را از سغد آوردند و فیروزه را از خوارزم . سیم و آبنوس از مصر آمد. تزئینی که دیوارها با آن زیور یافته از یونان عاج از اتیوپی و از هند و از رخج آورده شد ولی در اینجا روی آنها کار شده سنگهایی که در اینجا به صورت ستون در آمده سنگ آنرا از شهری در ایلام بنام ((آبی رادو)) آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان که آنها را ساختند از مردم سارد و یونان بودند . آنهایی که طلاها را به کار گرفتند مادی و مصری بودند . منبت کاران ساردی و مصری بودند . آنان که از عاج خاتم می ساختند بابلی و یونانی بودند . آنها که به تزئین دیوار پرداختند مادی و مصری بودند. به یاری اهورامزدا کاخی با شکوه در شوش بنا نهادم . اهورامزدا مرا و پدرم و کشورم را از هر آسیبی نگهدارد.))

                               

    متن کتیبه آنچنان گویا و قابل توجه است که همانند قرارداد پیمان کار ساختمانی است که احتمالا یک راهنمای درستی در فنون ساختمانی بناهای شبیه به آن در تخت جمشید و سایر امکنه هخامنشی به شمار می رفته اکنون از آن اطلاعات و تجربه های فنی قابل ملاحظه ای آشکار می شود. و علاوه بر اینها چند نکته اساسی و مهم در این کتیبه نهفته است ۱- چون در طرح بنا ساخت دیوارهای بلند در نظر بوده لذا معماری زمین را تا خاک بکر حفر کرده تا ساختمان میتحکمی داشته است ۲- چون تپه طبیعی است در نتیجه پی سازی بستگی به فراز و نشیب تپه داشته است ۳- چون ستونهایی یا اندازه و وزن زیاد در بنا طرح ریزی شده بود پی سازی می باید از استحکام کافی برخوردار باشد. به همین دلیل محلهایی که لازم بود با سنگ و شن پر کرده و کوفته اند. سپس دیوارها و ستونها را بر پا داشته اند. نتایج کاوشها روشهای مورد بحث در کتیبه را تایید می کند. دیوارهای کاخ عموما از خشت و گل ساخته شده که مصالحی مناسب برای دشت خوزستان است. روی دیوارها را با گچ و یا نقاشی دیواری تزئین کرده بودند .

    البته دیوارهای ایوان سمت حیاط مرکزی با آجر لعاب دار پوشانیده شده بود . که بر روی آن نقوش مختلف از جمله ردیف سربازان جاویدان نقش شیر جانوران افسانه ای همچون گاو یا شیر بالدار دال شیر با سر انسان نقش فروهر کتیبه های به خط میخی و غیره تزئین شده بود . علاوه بر این نقوش گل نیلوفر آبی (لوتوس) در همه جای این تزئینات جایگاه ویژه ای دارد . در طرفین پله های کاخ نیز ردیف سربازان جاویدان مشاهده می شود. بخشی از آپادانا در زمان اردشیر اول (پس از سال ۴۶۱ ق.م) دچار آتش سوزی شد و پس از آن قابل سکونت نبود . در زمان داریوش دوم اقدامی درباره این کاخ صورت نگرفت ولی در زمان اردشیر دوم بازسازی شد. کاخ شائور: سمت غربی رودخانه شائور در سالهای اخیر کاخی کشف شد که سبب همجواری با این در رودخانه امروزه به همین نام مشهور است. این کاخ دارای تالاری به اندازه های ۶۰/۳۴*۷/۳۷ متر و تاسیسات جنبی است . تالار ستوندار دارای ۶۴ ستون در ۸ ردیف ۸ تایی است.در سمت شمالی ایوانی است که دو ردیف ستون ۵ تایی دارد.

    پایه ستونها از سنگ بوده و دیوارها هم چون آپادانا از خشت است.در اینجا دیوارها با رنگهای گوناگون رنگ آمیزی شده اند و در برخی اتاقها نشانه های گچکاری نیز دیده می شود.در کاخ مزبور تعدادی نقش برجسته و آجرهای لعابدار یافت شده که حاکی از کاربرد و استفاده آنها در تزئینات کاخ است . و نقش برجسته ها با نقوش برجسته سنگی تخت جمشید قابل مقایسه است . پایه ستونهای کاخ سنگی است.و لیکن به احتمال فراوان ستونها چوبی بوده و روی آن را با گچ پوشانیده و نقاشی کرده اندو بر روی چند تا از پایه ستونها کتیبه هایی که به سه خط ایلامی بابلی و فارسی باستان است وجود دارد. ارگ و شهر شاهی: بطوری که اشاره شد داریوش کاخ آپادانا را بر روی یک تپه بنا کرد . ولی تاسیسات درباری و مساکن درباریان را بر روی دو تپه دیگر بنا نهاد. بر همین اساس دیواری عظیم بر گرداگرد شهر (تپه های سه گانه)ساختند که در فواصل معین در آنها برجهایی نیز تعبیه شده بود . در نقاط مختلف درهای ورودی و خروجی چندی نیز کار گذاشته بود . در اصلی در ضلع شرقی و در بخش تپه شهر شاهی ایجاد شده بود.

                             

    که دارای اطاقهای چندی در اطراف دروازه بوده است.از آثار شهر شاهی دو کاخ کوچککه یکی روبروی آپادانا و بنام ((هدیش))و دیگری ((دژ)) که در جنوب تپه قرار دارد مورد بررسی و کاوش قرار گرفته اند. معبد آپادانا در شوش: در چهار کیلومتری شمال شرق شوش بنای کوچکی از دوره هخامنشی کاوش و بررسی شد که آنرا معبد آپادانا نامیده اند این ساختمان بنایی است حدود ۳۰ متر عرض و ۴۵ متر طول دارد و از نقشه ای بسیار زیبا برخوردار است . در جلو یک تالار ستوندار با چهار ستون و در پشت آن تالار دیگری برای اجرای مراسم در اطراف این تالار اتاقها و راهروهایی نیز ساخته شده است . این بنا احتمالا در زمان اردشیر دوم ساخته شده باشد. و آندره گدار معتقد است که محل اصلی آتش است . که دیوارآن آنرا از هرگونه پلیدی یا بی حرمتی حفظ می کرده است . جلوخان سرپوشیده ستوندار آن که در جلو واقع شده با دو محراب محل موعظه وعبادت آتشکده بود و واعظین در بالای پلکان می ایستادند و حضار در حیاط جمع می شده اند. ازشوش دوره هخامنشی امروزه چیزی جز ویرانه ای باقی نمانده است که بارها مصالح و اشیاء آن به غارت و یغما رفته است. به هر حال آنچه از معماری با عظمت و شکوهمند کاخهای شوش باقی مانده نشانه نبوغ و ابداع هنرمند ایرانی است که هر زایش هنر و معماری ایرانی سهمی ارزنده داشته است.

    تخت جمشید : “تخت جمشید” که غربیان آن را ” پرسفه پلیس ” می خوانند، در ۵٧ کیلومتـری شمال شرقــی شیراز وبرروی صفّـــــه ای به ارتفـاع ۱۷۷۰ متراز سطح دریا واقع است. ” صفـّه تخت جمشید ” حدود ۱۲۵هزار متر مربع وسعـــــــت دارد و آثار روی آن بازمانده ارگ ” شهر پارسه ” است که ازمراکز مهم دوره ” هخامنشی ” بوده و در جلگه ” مرودشت ” در غرب آثارفعلی جای داشته است. این آثار شامل چهار گروه ساختمانی می باشد که از سه طرف در میان دیواری خشتی و استوار بنام “باروی تخت جمشید” محصور بوده است. یک ” پلکان بزرگ ورودی ” درشمال غرب صفه درست کرده اند که دوطرف قرینه دارد و هر طرف آن با ۱۱۱ پله پهن اما کم ارتفاع ازسطح دشت به بالای سکو هدایت میکند. این پلکان از نظر هنری و معماری در حد کمال است و بقول ” ارنست هرتسفلد ” Ernest Herzfeld آلمانی که نخستین ” کاوش علمی در تخت جمشید ” را کرده است، در هیچ جای جهان قدیم نظیری ندارد. بناهای روی صفه چهار نوع اند. در نیمه شمالی، کاخهای تشریفاتی ” دروازه همه ملت ها ” و ” کاخ آپادانا ” و ” کاخ صد ستون ” و ” کاخ سه دروازه ” یا ” کاخ مرکزی ” و ” دروازه نیمه تمام ” واقع اند.
                                      
    درربع جنوب غربی کاخهای اختصاصی ” تـَچَرا ” و ” هدیش ” و ” کاخ اردشیر یکم ” و کاخ مشهور به “حرمسرای خشیارشا” جای دارند، و ربع جنوب شرقی به ” خزانه تخت جمشید ” اختصاص دارد. ” دروازه همه ملت ها ” به وسیله ” خیابان سپاهیان ” به محوطه ” دروازه نیمه تمام ” وصل می شود. کل بناها با ” باروی “تخت جمشید ” محافظت می شده است که مشتمل بوده بر دیواری خشتی و ستبر در شمال و جنوب، که علاوه بر آن همچون کمانی برروی تپه شرقی که ” تپه شاهی ” نام داشته، ادامه می یافته است و ناحیه ای را محافظت می کرده که در آن دو دخمه سنگی در دل کوه درآورده اند که دخمه شمالی ” آرامگاه اردشیر سوم ” (۳۵۶ تا ۳۳۶ ق م) و دخمه جنوبی ” آرامگاه اردشیر دوم” (۴۰۴ تا ۳۵۶ ق م) از پادشاهان ” هخامنشی ” می باشد ونیز یک ” چاه سنگی ” عمیق هم در میان این دو کنده اند تا از ریختن سیلاب به درون کاخها جلوگیری کند. ظاهرا آغاز ساخت و ساز در ” تخت جمشید ” در حدود ۵۱۸ ق م بوده است و دوره ساختمانی آثارنزدیک پنجاه سال مداوم طول کشیده است. بانی اولی و اصلی آن ” داریوش بزرگ ” (۵۲۱ تا ۴۸۶ ق م) بود که خودش در ” کتیبه های بنای تخت جمشید ” که بردیوار جنوبی صفه کنده است می گوید ” در این جا پیشتر بنائفی نبود. من اینجا این ارگ راساختم و آن را زیبا و کامل وامن ساختم “. پس از ” داریوش بزرگ ” پسر وجانشین او ” خشیارشا ” ( ۴۶۶ تا ۴۲۴ ق م) بیشتری آن کارهای ساختمانی به پایان رسید، اما در زمان پادشاهان بعدی هم کارهای تعمیراتی ادامه یافت و ” اردشیر سوم” ساخت و سازهایی در آنجا کرد و در بعضی جایها تغییراتی داد. تا اینکه در سال ۳۳۰ ق م ” اسکندر مقدونی ” ” شهر پارسه ” راگشود وبه تاراج داد و کاخهای ” تخت جمشید ” را هم به عمد آتش زد تا دیگر برا ی ایرانیان امیدی به تجدید دولت ” هخامنشی ” نماند. از آن پس ” تخت جمشید” متروکه ماند واگر چه اولین فرمانروایان ” ساسانی ” در آنجا اثاری از خود به جای گذاردند، ولی نام ” پارسه ” را فراموش کردندو آن را ” صــــــد ستون ” خواندند که بعدها ” چهل ستون ” و ” چهل منا ر” هم می گفتند. همه قرائن حاکی از آن است که ” داریوش بزرگ ” نه تنها کاخ هایی را که ساخته است طراحی کرده بوده ، بلکه طراح اثار بعدی هم بوده است .
    برای ساختن کاخها اول می بایست بر دامنه “تپه شاهی” سکویی به وسعت۱۲۵ هزار متر مربع را آماده سازند یعنی بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم صخره ای را مطابق نقشه ای دقیق تا ارتفاع دلخواه راهموار سازند و بلندیهایش را بتراشند و گودی هایش را با خاک و تخته سنگ پر کنند تا بدین ترتیب سکویی درست شود که که قسمتی از نمای آن از صخره طبیعی تراشیده شده بود و بخش دیگرش را با تخته سنگهای کثیرالاضلاع و کوه پیکر برآورد ه بود ند. بعد برروی آن آثار دلخواه را بر طبق برنامه ای منظم ساختند بطوری که محوطه به چهار بخش تقریبا مساوی تقسیم گردید و آثار روی آن به طرزی شگفت انگیز مطابق برنامه از پیش معین شده در چهار گروه ساخته شد. دقت در طرح نقشه آثار از این جا بر می آید که از همان آغاز کار سه نوع آبراهه بر روی صفه تهیه دیدند. یکی خندقی بزرگ و پهن در پشت دیوار شرقی تخت ، که آب بارا ن کوهستان را به راه ” راه آبهای زیرزمینی ” در شمال و جنوب صفه می رساند تا از آنجا بدَر رَوَد. این راه آبها چندین متر ژرفا دارند و اززیر تخت به دشت می رسند. دوم راه آبهایی که در داخل شالوده کاخ ها با آجر قیر اندود بسان چاه سنگ چین شده درست کردند تا بعد که دیوارها را بالا می آورند آنها راه هم بصورت ناودان در داخل دیوارها تا سطح بام ها بالا ببرند و آب باران سقف را به درون راه آبهای زیرزمینی برسانند ( نمونه های آن در درون پی دیوارهای آپادانا، به صورت چاه های چهارگوش هنوز پیدا است). سوم راه آبهایی که با تنبوشه درست کرده اند وآب مصرفی روزانه را جریان می داده است. همچنین برای دفاع از ارگ باروهایی استوار بر آوردند که آثار دیوارهای ستبر خشتی آن و برج هایش بر لبه شمالی صفه و نیز بر فراز تپه مشرف بر آن دیده می شود. با توجه به این حقیقت که نقشه راه آبها پیشاپیش با نقشه کاخها و دیوارهایشان هماهنگی می داشته اند، می توان دید که همه طراحی ها از اول کار انجام شده بوده و طراح اصلی کسی جز” داریوش بزرگ ” نبوده است. درباره ” کاربرد بناهای تخت جمشید ” حدسیات زیادی زده اند. انچه مسلم است ارتباط دادن این آثار با اهداف نجومی و رصدخانه ای و معبد سازی، هیچ پایه علمی ندارد. هدف ” داریوش بزرگ ” از بنای این ارگ نه ساختن پایتختی دولتی بوده است و نه بنای معبدی دینی.
                          
    ” کاربرد بناهای تخت جمشید ” و ” شهر پارسه ” نمایش قدرت ایرانی و شیوه حکومتی او می بوده است یعنی ” داریوش بزرگ ” می خواسته است شکوه و توانگری دولت ایرانی را نشان دهد که با پیروی از دو اصل ” نظم مبتنی برراستی ” ( ” اََرْتَه” ) و ” احترام به عقاید ” ، سی قوم یکپارچه ساخته و در کشوری که از آسیای میانه تا رود دانوب و از سند تا حبشه گسترده بود، از نعمت آزادی دینی و فرهنگی و پشتیبانی قانون برخوردار کرده بود و البته از آنها فرمانبرداری هم می خواسته. ” تخت جمشید ” نمایانگر اتحاد این اقوام است ، دروازه آن ” دروازه همه ملت ها ” است و نقوش آن تصویر کننده هماهنگی و همکاری ملت های تابع در نگهداری نظم و قانون نیز پذیرایی شاهانه ” داریوش بزرگ ” و جانشینانش از خدمتگزاران خویش می باشد. در این جا نمایندگان اقوام تابع به میهمانی نوروزی پادشاه ” هخامنشی ” میآمده اند وبا خود نه باج و خراج بلکه ” هدایای نوروزی ” می آورده اند. بناهایی که ” داریوش بزرگ ” آغاز کرد از این قراراند: اول سکوی ” صفه ” را با هموارکردن بلندی ها و چیدن سنگهای کلان در اطراف آن ساخته و پرداختند. تخته سنگها را از ” کانهای سنگی ” نزدیک محل ویا ” مجدآباد ” آوردند ودر معدن تراش کلی دادند و سپس بدون ملاط بر هم سوار کردند و برای استواری با ” بستهای فلزی ” به هم دوختند. راه ورودی به ” تخت جمشید ” در آغاز از سمت جنوب و نزدیک ” کتیبه های بنای تخت جمشید ” بوده است اما این ” پلکان اولی ” را بعدها مسدود ساختند و تنها از ” پلکان بزرگ ورودی” در شمال غربی استفاده کردند. به فرمان “داریوش بزرگ” بر بالای صفه در سه جا کارهای ساختمانی انجام داده شد. در قسمت جنوب شرقی ” خزانه تخت جمشید ” را ساختند، که اول بصورت مستطیلی با طول شرقی- غربی بود (وبعدها ” خشیارشا ” آن را بزرگتر وبه بنایی دژوار با طول شمالی – جنوبی تبدیل کرد). در شرق این خزانه، بنایی آغاز گردیده بود که بعدها در داخل ” حرمسرای خشیارشا ” ادغام شد. در قسمت غربی هم بنای اختصاصی کوچکی موسوم به ” تََچَرا ” ساختند که درو دیوارهایش با نقوش شاه و خدمه اش مزین بود ویا سربازان نیزه دار سپرکش را نشان می داد ویا نقش شاه را بصورت قهرمانی عفریت کش می نمود. در محوطه شمالی آنهم کاخ بزرگی برای بارعام پی ریختند که ” آپادانا ” نام گرفته است و مشتمل بوده است بر تالاری مرکزی با شش ردیف شش ستونی و سه ایوان درشمال و شرق و غرب ، که هرکدام دوازده ستون داشته اند. چهار “برج آپادانا ” آن کاخ را از چهار سمت محافظت می کرد ودیوارهای بیرونی آن با تزئینات ” سرو ” و ” نخل ” و ” نماد فرﹼایرانی ” و ” کتیبه های میخی ” همه منقوش بر ” کاشی های لعاب دار ” مزین شده بود. دو ایوان شمالی و شرقی توسط پلکان های دو جانبه و قرینه هم به ” حیاط آپادانا ” راه می یافتند. جبهه ” پلکان شمالی ” و ” پلکان جنوبی ” با نقوش بسیارزیبایی از ” هیات های هدیه آور ” که نماینده اقوام تابع بودند و بهمراه ” بزرگان ایرانشهر” به میهمانی شاه بزرگ می آمدند، و نیز تصاویر ” میر آخوران ” و ” اسباب کشان ” و ” سربازان گروه جاویدان” تزیین گردید . این نقوش زیبایی خیره کننده اما توﺃم با سادگی و وقار دارند ودقیقا گویای روابط محترمانه میان مردمان زیر دست و ” پارسیان ” و دولت ” هخامنشی ” اند و همکاری همه ملل در نگهداری نظم و شکوه آن را مجسم می کنند. بیشتر این نقوش در اصل با ” رنگ آمیزی ” زیباتر می نموده اند اما اکنون رنگها چشم نوازی خود را از دست داده اند. ” کتیبه های میخی ” به سه زبان ” فارسی باستان ” و “عیلامی ” و ” بابلی “درچند نقطه این پلکانها کنده شده اند که در آنها پادشاه پس از ستایش ” اهورامزدا ” از نام و نشان خود ووسعت ” ایرانشهر ” و گوناگونی مردمش سخن رانده است. در مرکزجبهه هر یک از پلکانها در اصل ” نقش بارعام ” شاهی وجود داشته است که بر آن شاه را بر کرسی سلطنتی کنار دو بخوردان بلند نشان می دا ده است و پشت سرش ولیعهدش و خواجه حرمسرا و دو سه نفر از نجبا و در جلوش رئیس تشریفات و اسلحه دار شاه و دو نجیب زاده دیگر نقش بوده اند. این نقش، بارعام نوروزی را می نموده است که طی آن هدایای ملل از نظر پادشاه می گذشته است واو هم بنوبه خود هدایایی به میهمانان میداده است. اما بعدها بخاطر ملاحظاتی این دو نقش را برداشته به ” خزانه تخت جمشید ” بردند و بجای آنها دو گروه سرباز مقابل همدیگر گذاشتند. یکی از آن دو ” نقش بارعام” اصلی هنوز در ” خزانه تخت جمشید ” باقی مانده و دیگری را به موزه ملی ایران در تهران برده اند. ” خشیارشا ” ساختمانهای ناتمام پدرش را به اتمام رسانیدو خود تعدادی بر آنها افزود. در یکی از کتیبه هایش می گوید ” هر چه به چشم زیبا می نماید، من و پدرم داریوش شاه به فضل اهورامزدا ساختیم “. از” کتیبه های میخی ” پلکان آپادانا بر می آید که ” پلکان شمالی آپادانا ” درزمان ” داریوش بزرگ” اغاز گردیده و ” خشیارشا ” آن را به اتمام رسانده است اما ” پلکان شرقی آپادانا “را ” خشیارشا ” ساخته است. به همین جهت دو” نقش بارعام ” که اصلاً میان جبهه پلکانها بوده ” خشیارشا ” و ” شاهزاده داریوش ” را نشان می داده نه ” داریوش بزرگ ” و ” خشیارشا ” را چنانکه بسیاری شایع کرده اند. ساختمانهای ” خشیارشا ” عبارت بودند از: یک : کاخ اختصاصی او به نام ” هدیش ” که در جنوب شرقی ” تََچَرا ” واقع و دو برابر آن وسعت دارد، و منقوش به تصویر پادشاه و خدمه اش و جانوران و اسباب خدمه است ، و پلکانهایش مزین به نقوش خدمه ویا سربازان اند. دو: ” کاخ دروازه همه ملل ” که تالاری چهارستونی در شمال غربی صفه است و بمنزله تالار انتظار بوده، وسه سوی آن سکوئی داشته برای استراحت میهمانانی که از ” پلکان بزرگ “بالا می آمدند واز طریق این تالار به ” حیاط آپادانا” نس رفته اند. دو درگاه ورودی این تالار را با نقوش ” گوپت شاه ” (جانوری با سرانسان وبدن گاو ویال شیر وبال عقاب) تزیین کرده اند که جرز را بر دوش دارند و حالت نگهبانان درگاه را گرفته اند. بر بالای جرزها ” کتیبه های میخی ” سه زبانه از” خشیارشا ” کنده اند که در آنها پس از ستایش ” اهورامزدا ” می گوید ” من این دروا.ه همه ملل را به فضل اهورامزدا ساختم”. از چهار ستون تالار دو تا افتاده بود ویکی دیگر را ” هیات تعمیراتی ایتالیائی- ایرانی ” به سرپرستی ” ژوزپه تیلیا ” با دقت بسیار از قطعات فروریخته و نو درست کرد که به ” ستون باز بر پاشده ” شهرت یافت و به واسطه رنگ آبی اش از دیگر ستونها مشخص می باشد. در کنار این کاخ یک “حوض سنگی ” افتاده است که گویا به عنوان تخته سنگ برای کار گذاشتن دربناها می بوده است اما بیکار مانده، و تیر دو ” سر ستون عقاب دوسر ” که بدنه شیر دارند و اصطلاحاً ” هما ” خوانده می شوند هم در کنار ” خیابان سپاهیان ” یافت شده است. سومین اثر” خشیارشا ” کاخ معروف به ” حرمسرای خشیارشا ” است که از غرب ” خزانه تخت جمشید ” واقع شده و قسمت عمده آن را مهندس ” فردریک کفرفتر آلمانی ” درزمان حفاری ” هرتسفلد ” و ” اشمیت ” بازسازی کرد تا بعنوان مرکز اداری تخت جمشید به کار رود. وهنوز هم ” کتابخانه تخت جمشید ” و ” موزه تخت جمشید ” و ” بنیاد پژوهش پارسه- پاسارگاد ” در این قسمت بازسازی شده جای دارند. ” حرمسرای خشیارشا ” در اصل مشتمل بوده است برتالاری ستوندار ( که امروز “موزه تخت جمشید ” است ) با یک ایوان و حیاط شمالی ، و تعدادی اطاقهای چهارستونی متحدالشکل که هریک اطاق و انباری جانبی داشته برای زندگی زنان شاهی بسیــار مناسب می بـوده است. درگــاه های تالار اصلــی با نقـــوش شــاه و خدمه اش مزین شده اند و حتی ” طرح گل و بوته ” و ” شیران غرّان ” روی لبـــاس پادشـــاه بــــا ” سوزن کاری” نقر کرده اند. هم چنین بدنه درگاه های اطاقهای جانبی تالار هم با نقوش سربازان نگهبــان و ” قهرمان عفریت ” کفش ( نماد پیروزی خوبی بربدی ) تزئیــن گشتـــــه انـــــد. در شرق ” حرمسرای خشیارشا ” ” خزانه تخت جمشید ” واقع است که اصلاً مشتمل بوده بر ساختمانی دژ مانند با یک در ورودی ( در شمال شرقی ) و چندیـــن تالار ستون دار. این خزانه غنی را ” اسکندر مقدونی ” به تاراج بـــرد. چنانکــه بالاتر توضیح داده شد ” نقش بار عام ” که هنوز در آنجا میابیم اصلاً متعلق بوده است بـــه ” پلکان شرقی ” آپادانا. ته ستونهای این تالارها هنوز برجایند و آثار ” نشان سنگتراشان ” روی آنها پیداست . در گوشه ای از ” خزانه تخت جمشید ” تعداد هفتصدواندی لوح گلین با نوشته های عیلامی بدست آمد که بخشی از اسناد مربوط به سازمان کارو پرداخت مواجب کارگران را نگهداشته است و به ” الواح گلین خزانه ” مشهورشده است. این الواح ثابت می کند که سازندگان ” تخت جمشید ” از بیگاری استفاده نمی کرده اند و مزد هرکس را به فراخور هنر و کارش می داده اند. ” کاخ سه دری ” (یا ” کاخ مرکزی ” ) هم از ساخته های “خشیارشا ” و تمام کرده ” اردشیر یکم ” است . برروی پلکان ایوان شمالی تصویر بزرگان ایرانشهر را نقش کردند و بر لبه کنگره دار آن نقش سربازان مادی و پارسی را. دو درگاه شمالی و جنوبی پادشاه را با خدمه اش در حالت ورود و خروج نشان می داده است اما درگاه شرقی او را نشسته بر تخت بزرگ و با ولیعهدش ( ایستاده پشت سر او) می نموده است که درزیر فرّ کیانی اند و تخت را نمایندگان اقوام تابع بردست دارند. در شرق ” حیاط آپادانا ” و شمال ” خزانه تخت جمشید ” بنائی بوده است که ” کاخ صد ستون ” می خوانند ( و گاهی” تالار تخت ” گفته اند). این کاخ چهارگوش به وسعت ۴۶۰۰ متر مربع با یکصد ستون( با زیر ستون زنگوله ای ، شالی گرد، تنه شیاردارو بسیار مزین به گل و بویه در بالا و سرستون گاو دوسر- که نمونه هایی از آن در ” موزه ملی ایران ” و ” موزه شرقی شیکاگو ” گذاشته اند) ، و هشت درگاه ( دو تا درهردیوار) . در کتیبه ای به زبان بابلی و خط میخی بر خشتی سنگی که در گوشه جنوب شرقی تالار جسته اند، آمده است : ” اردشیر شاه گوید : این خانه [ ویس ]، خشیارشا شاه پدرمن ، پی اش را ریخت، به تأیید اهورامزدا من، اردشیر شاه، آن را بر آوردم [و] تمامش کردم”. جرزهای د رگاه های شمالی این کاخ را به صحنه ای مشتمل بر بارعام شاهی و پنج ردیف ده تائی از سربازان ایرانی ( یعنی یکصد نفر در هر درگاه ) که گفتی تخت را بر نیزه های خود استوار دارند، مزین کرده اند. درگاه های جنوبی نمایندگان ملل تابع را می نماید که تخت شاهی و خود اورا نشسته بر آن حمل می کنند، و درگاه های شرقی و غربی شاه را در نبرد با جانوران عجیب الخلقه ( مثلا ً شیر بالداری که شاخ گاو ودم کژ دم دارد و در باور ایرانیان احتمالا ً نمودار اهریمن می بوده اند) نشان می دهد. به گفته ابن بلخی مردم زمان وی این ها را تصویر جمشید در نبرد با ددان می دانسته اند. در شمال این کاخ ، ” دروازه نیمه تمام ” و محل استقرار خدمه و سربازان است. ” اشمیت ” در قسمتی از ” باروی تخت جمشید ” که در شمال شرقی صفه است، بیش از ۳۰هزار لوحه گلین بدست آ ورد که قسمتی از خزانه اسناد دولت ” هخامنشی ” بوده است واز فعالیت بسیار زیاد اقتصادی و دینی و اداری در ” تخت جمشید ” حکایت دارند. این ” الواح گلین باروی تخت جمشید ” روشنائی زیاذی بر هنر و اوضاع اقتصادی دوره ” هخامنشی ” افکنده و هم چنین هزاران لغت و نام ایرانی را هم ثبت کرده است. ” آرامگاه اردشیر سوم ” ( دخمه شمالی ) و ” آرامگاه اردشیر دوم ” ( دخمه جنوبی ) شکل تقریبا ً یکسانی دارند یعنی اطاقی در دل کوه کنده اند که در آن چند تابوت سنگی تعبیه کرده بودند تا جسد مومیایی شده شاه ویارانش را در آن بگذارند. جبهه بیرونی آرامگاه را هم با نقش شاه در برابر ” آتش شاهی ” و زیر سایه ” فرّ کیانی ” بـــــر روی تخت بزرگی نموده اند که نمایندگان اقوام تابع آن را بر دوش می کشند. ” اردشیر اول ” در گوشه جنوب غربی صفه کاخ مجللی بر آورده بود که پلکان بزرگ آن با نقوش سی و چند هیأت هدیه آور مزین بود اما بعدها این کاخ را خراب کرده اند و سنگهای آن را در جایهای دیگری به کار برده اند. درمورد جنبه های هنری ” تخت جمشید ” باید خاطرنشان کرد که ” پارسیان ” در مدتی کوتاه صاحب دولنی جهانی شده بودند طبعا ً فرصت خلق هنری ویژه را از نو و از پایه نداشتند و ازهنرهای ملل تابع – آشوریان ، مصریان، لودیان ، ایونیه ایها ، بابلیان و غیره – استفاده کردند ولی طراحی ها و نقشه های بناها و موضوع نقوش را خودشان دادند، تنها سبک و طریقه هنری ملل تابع را پیروی کردند. کارگران در گروه های متعدد زیر نظر استادانی که نشان خود را بر سنگها گذارده اند، کار می کردند. هنر نقاشی و زرگری و تندیس سازی و معماری فهخامنشی همه در” تخت جمشید ” مجسم شده اند. نه تنها بعضی از نقوش رنگ دارند، بلکه روکش درها و میخهای آنها و نیز جواهراتف پادشاهان را از زر وسیم می ساختند وبه سنگ می نشاندند. از روی آثار” تخت جمشید ” است که می توان نوع لباسها و ابزارو آلات و شیوه تندیس پردازی هخامنشی را در هر جا که باشد – خواه در هند یا ترکیه ، خواه در مصر یا ازبکستان و ارمنستان – شناخت . مقام تخت‌جمشید در تاریخ هخامنشی ” مقام تخت جمشید در تاریخ” بسیار والا است. نه تنها یکی از تخت گاه های دوره هخامنشی و مرکزی تشریفاتی و اداری و اقتصادی بشمار می رفته است بلکه سر مشقی برای هنر ملل بعدی هم گشته است .خاطره ” گنج خانه نبشته های آن – که در آتش سوزی اسکندری به سختی گزند دید- تا قرنها در ذهن ایرانیان ماند و بعد استخر و نقش رستم را به تبعیت از آن ساختند و پرداختند. پادشاهان محلی فارس از تخت جمشید برای رهایی از یوغ مقدونیان الهام می جستند. ساسانیان بدان احترام می نهادند وپاپک و دو پسرش اردشیر و شاپور نقش خود را با سوزن در دیوار شمالی تالار حرمسرا کندند وشاپور سکانشاه دو کتیبه از خود درتـَچَرَ باقی گذارد . معماران و هنرمندان ساسانی تزئینات و خصایص هنری و معماری تخت جمشید را تقلید کرده اند ( مثلا ً در درگاه های فیروزآباد، درپلکان کنگاور، درنقش هدیه پردازان و نجبای سنگتراشی بزرگ شاپوریکم در بیشاپور، در ستونهای سنگی کاخی در بیشارپور در شیار ستونهای گچی شیز ( تخت سلیمان آذربایجان ). اینگونه تقلید در خارج از ایران هم راه یافته است و حتی در تزئینات و طرحهای آکروپل آتن ها هم رد پایش مشخص است. در هنر تاکسیلا وهندف و بلخ در دوره یونانگرائی تأ ثیر مستقیم ستونها و تزئینات تخت جمشیدی روشن است چنانکه حتی مظهر ملت و دولت هند، که ستون سرنات باشد، نیز تقلیدی از ستونهای تخت جمشیدی است. در دوره اسلامی توجه خاصی به تخت جمشید داشته اند و بایکسان دانستن جمشید وسلیمان، بناهایش را به سلیمان هم نسبت داده و حالت تقدسی برایشان قایل بوده اند، چنانکه خاک تخت جمشید را توتیای چشم می دانستند و مردم خاکها را می شستند تا ” درمیان آن توتیاء هندی یابند کی داروی چشم را شاید “. در دوره اول اسلامی مقداری از ستونها و زیر ستونها و درگاه های تخت جمشید را به استخر بردند تا با آنها مسجد جامع استخر را بسازند که مسعودی به دقت توصیف کرده است و آثارش هنوز بر جاست. دیلمیان تخت جمشید را ساخته نیاکان خود می دانستند و عضدوالدوله در قصری که بنام پسرش ابو نصر در شیراز ساخت، مقداری از درو ارگاه های کاخ داریوش بزرگ ( تـَچَرَ ) را بدانجا برد و کارگذارد. هم چنین تخت جمشید با جلب توجه مسافران اروپائی از ۱۴۷۰ به بعد و شرح و قرحهای آنها از آن، خیلی زود شهرتی عالمگیر برای ایران باستان در جهان غرب به ارمغان آورد و نوشته های بسیاری وقف توصیف آن آثار و شناخت هنر ایرانی گردید. از راه همین توصیفات بود که خط میخی شناخته شد وراز خواندنش کشف گردید. نفوذ تخت جمشید در معماری چهل ستون ( که حتی نامش را هم از تخت جمشید آن زمان ــ” چهل منار” ــ گرفته است ) بخوبی آشکاراست، و نیز در آثار دوره قاجاریه – حتی در قالی و پرده بافی – بخوبی راه یافته است. در دوره معاصر، ساختمانهایی چون بانک ملی ایران و اداره کل شهربانی کشور را مستقیما ً به تقلید تخت جمشید ساخته اند و نقوش تخت جمشیدی آراینده قالی ها، پرده ها، ظروف فلزی، نقاشی و معماری گشته است

    معماری هخامنشی  (فصل1)

               

    معماری دوره هخامنشیان در حدود ۵۶۰ سال پیش از میلاد که دو دولت نیرومند آریایی یعنی ماد و پارس با هم موتلف گشتند امپراطوری بزرگ ایران به وجود آمد.                         

                       

    این واقعه زمانی رخ داد که کوروش بزرگ نخستین شاه هخامنشی ،نیای خود آستیاک (اژی دهاک) فرمانروای ماد را از تخت پادشاهی به زیر آورد .با کوشش دو تن از پادشاهان توانمند این سلسله یعنی کوروش و سپس داریوش همه آسیای باختری و خاوری از رود نیل تا جیحون و از دریای اژه تا رود کنگ به تصرف در آمد و شاهنشاهی ایران بصورت نخستین امپراطوری بزرگ جهان سازمان یافت و مدت دویست و سی سال با ثباتی کم نظیر دوام آورد . راه شاهی که از سارد پایتخت لیدیه تا شوش به مسافت بیش از ۱۶۰۰ میل امتداد داشت با یکصد و دوازده ایستگاه بین راهی در طول آن برای کمک به کاروان ها و حمل ونقل کالا در مدتی کمتر از نود روز در سراسر امپراتوری و حتی سنگ فرش بودن راههای بین شوش و تخت جمشید و اکباتانه (همدان) نمونه ای کوچک از اقدامات عمرانی هخامنشیان بوده که نشانگر تمدن درخشان ایرانی در این دوره است. هنر ایران در دوران هخامنشی هنری است شاهی و سرنوشتش با سرنوشت شاهان هخامنشی پیوند خورده است و به این دلیل است که در دوران پادشاهی کوروش و داریوش این هنر به اوج ترقی می رسد و سپس پیشرفت آن متوقف می گردد و فقط در زمان خشایارشا و اردشیر مختصر جنبشی از خود نشان میدهد. **** مهمترین بناهای به جای مانده این دوران کاخهای شاهی است تاریخ ساختمان این کاخها به اواسط قرن ششم قبل از میلاد باز می گردد آنچنان که از آثار معماری این دوره بر می آید آغاز آن از مسجد سلیمان و بعدا در پاسارگاد و تخت جمشید گواه آن است. یکی از عناصر مهم ساختمانی صفه مصنوعی است که پشت به کوه دارد و روی آن ساختمانهای کاخها و اقامتگاههای شاهی را بنا میکردند با پلکانهای سنگی برای صعود به صفه. به عنوان نخستین ابزار سیاسی و به نشانه تایید آسمانی در حدود سال ۵۵۰ پیش از میلاد کوروش ساختمان مجموعه کاخ و پرستشگاههایی را در پاسارگاد در استان فارس بنا نهاد که نخستین کانون امپراطوری هخامنشی و معرف سبک معماری هخامنشی است و آشکارا منابع آنرا روشن می سازد . معماری پاسارگاد در حقیقت یک نوع معماری تکامل یافته از شیوه معماری پارسی است با آنکه بسیاری از بخشهای آن از میان رفته ولی زیبایی و اصول فنی در ساختمان را رعایت نموده اند.

                        

    هخامنشیان تنها سازندگان کاخ نبودند بلکه از آنها نیز آثار معابد و مقابر آرامگاهی صخره ای بجای مانده است . به هر روی که این دوره از معماری ایرانی را بررسی کنیم در خواهیم یاغت که از چه پیشینه ای غنی و بادوام برخوردار است همچنانکه بیش از این گفتم معماری هخامنشی به نوعی شکل تکامل یافته معماری ایلامی و مادی است و به عبارت دیگر هخامنشیان از آن مجموعه فنون و هنرهای ساختمانی با روشی خاص و استادانه استفاده کردند . آنان مصطبه سازی آجرهای لعابدار ایلامی و تالارهای ستون دار با ایوانهای جانبی و مقابر صخره ای مادی را تکامل بخشیدند و از همسایگان و ملل تابعه هم غافل نماندند بلکه از معماری و معماران بابلی آشوری لیدی ساردی مصری استفاده های شایانی بردند و افزون بر آثار موجود از ملل متقدم هنرمندان آثاری پدید آوردند که در طول تاریخ بشریت اگر بی نظیر نباشد کم نظیر است. معماران هخامنشی از هوش و ذکاوتی سرشار بهره مند بوده اند . زیر در آثار آنها اصولی رعایت شده که بعدها به عنوان اصول معماری ایرانی معمول و مرسوم گردید.هر چه بنا کردند به استثنای پاره ای از موارد مصالح بوم آورد را در نظر گرفتند . از آن جمله پاسارگاد است که آن را می توان از پروژه های عظیم و آغازین امپراطوری هخامنشی محسوب نمود . هخامنشیان با اینکه قبلا در مسجد سلیمان آثاری از خود به جای گذاشته بودند اما پاسارگاد داستانی دیگر دارد . پاسارگادی که به اعتقاد بسیاری از مورخین نخستین پایتخت امپراطوری نوپا بود و از همانجا سایر نقاط کشور بزرگ و پهناور ایران آنروز تسخیر گردید.

    پاسارگاد را باید از کارهای کوروش بزرگ قلمداد کرد . در پاسارگاد هنر ایرانی وحدت یافته تر می شود با آثاری نظیر کاخ دروازه و دیگر کاخها و تل تخت. در این شهر مجموعه ای از بناهای کاخها مقابر پل و کوشکهایی بر پا گردیدند . که هر یک از آنها جای بررسی و مطالعه جداگانه دارند. زیرا تمام آنچه که یک اثر معمارانه باید داشته باشد در این ساختمانها رعایت گردیده است. حال برای جلوگیری اطاله کلام به شرح و توصیف جزئیات برخی از این بناها می پردازیم. تل تخت(تخت سلیمان): این اثر معماری که صفه بزرگی است مشرف به تمام کاخ ها و باغهای پیرامون خود در پاسارگاد بر روی تپه ای به بلندی ۵۰ متر قرار گرفته که بقایای دیوار سنگی بزرگ آن قابل ملاحظه است . سکوی این بنا از سنگهای بزرگ تراشیده شده در نما و با سنگهای لاشه ای در دیوار اصلی ساخته شده است.بخش غربی این سکو را از ستیغ و لبه یک تپه کوه مانند ساخته اندو سپس مجموعه ای از کاخها و سایر تاسیسات را روی آن ایجاد کرده اند.بی هیچ گمانی این تخت را برای زیربنای کاخ های باشکوهی همانند کاخهای تخت جمشید به وجود آورده اند . نکته قابل ذکر در سنگهای تراشیده آن است که در معماری به سنگهای ((بادبرد)) معروف هستند و با بستهای فلزی به شکل دم چلچله ای به هم متصل شده اند .درباره زمان ساخت آن دیوید استروناخ معتقد است که باید به فرمان کوروش در زمانی که پاسارگاد پایتخت امپراطوری هخامنشی بوده ساخته شده باشد به هر روی با اینکه ساختمان مزبور خرابی دیده است ولی طرح تقریبی بازسازی شده آن اندکی از عظمت و شوکت معماری آنرا نمایش می دهد.

    آرامگاه کوروش: نخستین اثری که در دشت مرغاب و دهکده مادر سلیمان (پاسارگاد) جلب توجه میکند مقبره کوروش است.
                                 
    بنای سنگی باشکوهی که در حدود بیست و پنج قرن پیش ساخته شده است. این بنا در میان مردم به نام قبر مادر سلیمان معروف است. بنا از دو بخش تشکیل شده است: الف)قسمت سکو مانند که یادآور زیگورات چغازنبیل ((دوره ایلامی ))است ب)قسمت بالایی آن که اتاق کوچکی است و با سقف سنگی به صورت شیروانی (خرپشته) ایجاد شده است. بخش سکو مانند پله پله از شش طبقه تشکیل یافته است طبقه اول ۷۰/۱ دوم و سوم هر کدام ۱ متر و سه طبقه آخری ۵۵ سانتی متر بلندی دارند عرض سکوها که حالت پله مانند را دارند ۵۰ سانتی متر است. بلندی این قسمت در مجموع ۳۵/۵ متر است بخش ب که اتاقک کوچکی است دارای در گاهی به عرض ۸۷ سانتی متر و ارتفاع ۳۰/۱ متر است . ابعاد ۳۰/۲*۳ متر و ارتفاع آن ۱۰/۲ متر است.کل بنا از سنگ ساخته شده است و یکی از آثار معماری بسیار زیبای دوران هخامنشی. کاخ دروازه :این بنا که در شرق محوطه کاخها و اندکی بیرون از خط دیوار حصاری است که مجموعه کاخی در آن قرار دارند واقع شده است ابعاد آن ۳۶*۳۶ متر است. بنای ستوندار با دو ردیف ۴ تایی ستونهای سنگی جزر دیوارها نیز از سنگ ساخته شده است و این بنا چهار مدخل ورودی دارد که دو تا از آنها بزرگتر از دوتای دیگرند. بر روی سطوح مدخل ورودی نقوش برجسته ای از ترکیب انسان و گاو انسان و ماهی وجود دارد و در گاه شمالی آن نقش یک انسان بالدار که بعضی آن را به کوروش بزرگ تعبیر کرده اند . ستونها دارای پایه هایی از سنگ سیاه و زرد شبه مرمر هستند و کف کاخ را با سنگهای بدون شکل هندسی منظم سنگ فرش نموده اند. مجموعه کاخها و باغ شاهی: این مجموعه باغ و کاخ را می توان یکی از قدیمیترین نمونه های موجود از نوع خود محسوب نمود که شامل دو کاخ بار عام و اختصاصی کوروش دو بنای کوشک و مجموعه از آب نماها و خیابان ها است.
    کاخ بارعام کوروش:این بنا مشتمل بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در چهار جهت و دو اتاق در جناحین ایوان جنوبی است.تالار مرکزی آن از دو ردیف چهار ستونی سنگی تشکیل یافته و چهار ایوان در جهات اربعه آن نیز دارای دو ردیف ستون سنگی است و فاصله ستونها در بخشهای اخیر کمتر از تالار مرکزی است.تالار مرکزی همانند کاخ دروازه دارای چهار مدخل ورودی در چهار جهت است.این بنا نیز از سنگ و خشت ساخته شده و کف آنرا با مهارت کم نظیری سنگ فرش نموده اند.ستونهای بجا مانده نشانگر آن است که بدون تزیین است. کاخ اختصاصی کوروش : از نظر پلان و شکل مانند کاخ بارعام است و عبارتست از یک تالار مرکزی با ۵ ردیف ۶ تایی ستونهای سنگی و چهار ایوان در جهات اربعه دارد و دو اتاق در گوشه شمال غربی و جنوب غربی .ابعاد آن در حدود ۵/۲۲*۳ متر و وسعت آن ۷۰۰ متر مربع است جرز درگاه های این بنا از سنگ زرد شبه مرمر که در نزدیکی پاسارگاد وجود دارد ساخته شده است . ترکیب سمگ سیاه و زرد در پایه ستونها جالب و دیدنی است . شالی پایه ستونها دارای تزیینات قاشقی است در جای دیگر از آن استفاده نشده بوده است. کوشکهای باغ شاهی:در میان مجموعه باغها و کاخهای شاهی پاسارگاد دو بنای زیبا قرار دارد که هر کدام از آنها دارای یک سالن مرکزی است که چهار ایوان در چهار جهت دارد . ایوانهای شمالی جنوبی کوشک A دارای چهار ستون در هر ردیف هستند و ایوانهای شرقی و غربی به خاطر کم عرض بودن دارای یک ردیف ستون.کوشکBدر ایوانهای شرقی و غربی چهار ستون در یک ردیف و در ایوانهای شمالی و جنوبی یک ستون دارد.این امر تنوع در معماری دو بنای کوچک را تا چه حد آشکار می سازد . این بناها در حقیقت راه ارتباطی به کاخهای اختصاصی و بارعام کوروش بوده اند. باغ پاسارگاد:مجموعه ای است زیبا ومنسجم که کاخها و کوشکهای متعددی را در خود جای داده است.این باغ را می توان یکی از زیباترین باغهای جهان دانست . زیبایی و شهرت باغهایی از این نوع بوده که واژه پردیس /فردیس/فردوس (باغ) فارسی را به چند زبان بزرگ و معروف جهان(عربی/انگلیسی/فرانسه/ایتالیایی/آلمانی..) نفوذ داده است و این امر نشانگر قدمت باغ سازی در ایران است که باغ سازی در دوره صفویه نیز متاثر از این دوره است. مقبره کمبوجیه(زندان سلیمان):مقبره کمبوجیه بنای سنگی مکعب مستطیل شکلی است که از سنگهای سفید بزرگ تراشیده شده است و متاستفانه یکی از دیوارهای چهارگانه و سقف آن سالم مانده است.و از هر نظر قابل مقایسه با بنای کعبه زردشت نقش رستم در مرودشت است . البته به طور قطع قدیمی تر از بنای فوق الذکر (کعبه زردشت) است.

    شهر سازی در سبک پارسی

    اقوام آريايي مستقر در كوههاي زاگرس و دشتهاي آن در برخورد با اقوام ساكن در بين‌النهرين با نوعي از سكونت يعني شهرنشيني آشنا شدند. اينان از مرحله جوامع ساده روستايي به مرحله جامعه شهري رسيدند و تبلور كالبدي اين گذر، ايجاد « شهر ـ قدرت » هگمتانه بود. آرياييها ، مظاهر تمدن را از ساكنان بين‌النهرين آموختند و شباهت هگمتانه به شهرهاي اور، بابل و نينوا به همين دليل بود اما هگمتانه علي‌رغم اين شباهت تفاوتهايي با آنها داشت. اين شهر فقط شهر ـ معبد بين‌النهرين نبود و به يكجا هم شهر ـ معبد و هم شهر ـ قدرت محسوب مي شد و محل تجمع سه جامعه ايلي ، روستايي و عشايري به شمار مي رفت ، در حالي كه چنين تجمعي در بين‌النهرين ديده نشده است.

                    

     شار مادي در اين دوره عبارت بود از قلعه‌هاي محكم و استوار بر فراز تپه و يا يك نقطه سوق‌الجيشي كه نقاط زيستي كوچك و بزرگ در دامنه‌اش پراكنده بودند. در اين دوره ، شهر، نقاط زيستي و بازار (كه در مرحله جنيني خود قرار داشت) در خارج از قلعه واقع بودند، و به طور كلي ميتوان گفت كه شهر هنوز فراگير نشده و به مفهوم گسترده آن وجود نداشت. 

    سبك پارسي در دوران هخامنشي به اوج خود رسيد. حكومت هخامنشي پس از فتح بابل، با شهرهاي پر رونق بين‌النهرين مواجه گشت و روابط تجاري خود را با اقصي نقاط جهان برقرار كرد. در اين دوران روابط « كالا با كالا» جاي خود را به روابط « كالا ـ پول ـ كالا » و سپس « پول ـ كالاـ پول » داد و براي نخستين بار، شار پارسي، مركزي براي استقرار چنين رابطه‌اي شد. شار نظامي ـ كشاورزي دوران ماد جاي خود را به شار نظامي ـ بازرگاني پارسي در مرزها، و شار بازرگاني ـ كشاورزي در سرزمينهاي مياني واگذاشت. در اين دوره است كه « بازار » در شهر متولد شد و « جامعه شهري » به معناي اخص كلمه معنا يافت. شار پارسي در اين دوره ، علاوه بر « شهر ـ معبد » ،  « شهرـ بازار » نيز بود.

                 

    سازمان فضايي ـ كالبدي شار در سبك پارسي ، شامل دژ حكومتي ، شار مياني و شار بيروني بوده است. دژ حكومتي ، مجموعه‌اي مركب از كاخها، معابد ، ايوانها، تأسيسات نظامي و اداري و انبارهاي آذوقه و ذخاير را شامل مي شد. اين دژ با ديوارهاي سنگين محافظت مي گشت و در مهمترين نقاط سوق‌الجيشي شهر قرار داشت. در صورت نبود عوارض طبيعي، تپه‌هاي مصنوعي براي استقرار چنين دژي برپا مي گرديد. شار مياني ، مجموعه محلاتي بود كه براي استقرار طبقات ممتاز در نظر گرفته مي شد و خانه هايي نسبتاً مشابه را در بر مي گرفت، كه در ميان آنها بازاري وجود داشت . مجموعه شار مياني در ميان ديواري مستحكم محصور بود كه دروازه‌هايي براي ورود و خروج به آن ايجاد شده است. شار بيروني مجموعه اي مركب از محلات و خانه ها ، بازارها ، باغات و مزارع پراكنده در سطحي وسيع را شامل مي شد و معمولاً توسط يك حصار طبيعي مانند كوه، تپه، رودخانه، جنگل و امثال آن از محيط بيروني تفكيك مي گشت. شار بيروني در سبك پارسي، شبيه روستاهاي بزرگ كنوني، قابل تصور است و اكثريت جامعه شهري در آن زندگي مي‌كردند.

    تصاویر شیوه معماری پارسی (هخامنشی)

      

                              

                     

    سبکهای معماری ایرانی

    سبک شناسی معماری ایران:

    • ۱): شیوه پارسی (هخامنشیان) سده ششم پیش از میلاد تا سده چهارم.
    • ۲): شیوه پارتی (اشکانیان و ساسانیان) سده چهام تا صدر اسلام.
    • ۳): شیوه خراسانی (صفاریان،طاهریان،غزنویان و...) از ابتدای قرن چهارم تا پایان قرن چهارم.
    • ۴): شیوه رازی (سامانیان،سلجوقیان و خوارزمشاهیان) قرن پنجم تا اول قرن هفتم.
    • ۵): شیوه آذری (ایلخانیان و تیموریان) از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم.
    • ۶): شیوه آملی (آمارد و طبرستان و مرعشیان) سده بعد از اسلام.
    • ۷): شیوه اصفهانی (صفویان،افشاریه،زندیه و قاجاریه) از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه.
    • ۸): معماری معاصر (پهلوی،بعد از انقلاب) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون

    از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوهٔ دیگر مربوط به دوره اسلامی می‌باشد. غربی‌ها برای شیوه‌های اسلامی نام‌هایی را به کار می‌برند مانند شیوه‌های اموی و عباسی

    تقسیم بندی هنرهای زیبا هفتگانه

    تقسیم بندی هنرهای زیبا شامل ۳دسته کلاسیک،آکادمیک و عرفی میشود که در زیر هر۳ دسته مختصر شرح داده شده است:

    -------------------------------------------------------------------------------------------- 

    تقسیم بندی کلاسیک:

    تقسیم بندی هنرهای زیبا برگرفته از کتاب بوطیقا ارسطو عبارت است از:

    ۱.. موسیقی

    ۲.. هنرهای دستی(مجسمه سازی،شیشه گری و....)

    ۳.. هنرهای ترسیمی(نقاشی،خطاطی،عکاسی و....)

    ۴.. ادبیات(شعر،داستان،نثر،فیلمنامه،نمایشنامه و....)

    ۵.. معماری

    ۶.. رقص و حرکات نمایشی

    ۷.. هنرهای نمایشی(سینما،تئاتر و....)

    --------------------------------------------------------------------------------------------

    تقسیم بندی آکادیمیک:

    تقسیم‌بندی‌ هفت هنر مشهور و اجمالی به ترتیب سادگی در درک عبارتند از:

    ۱.. موسیقی

    ۲.. نقاشی

    ۳.. نویسندگی

    ۴.. مجسمه سازی

    ۵.. شعر

    ۶.. تئاتر

    ۷.. سینما

    --------------------------------------------------------------------------------------------

    تقسیم‌بندی‌های عرفی:

    نمونه دیگر تقسیم‌بندی هفت هنر به ترتیب زمانی ایجاد یا توسعه عبارتند از:

    ۱.. نقاشی

    ۲.. مجسمه سازی

    ۳.. معماری

    ۴.. ادبیات

    ۵.. موسیقی

    ۶.. تئاتر

    ۷.. سینما

    معماری و فلسفه

    معماری و فلسفه ،در تاریخ فرهنگ آدمی همیشه دو پدیده وابسته بهم بوده اند و پیوندهایی ناگسستنی آن دو را بهم ربط میداده است. اما آن وابستگی و این پیوند همواره پوشیده و پنهان بوده است. معماری همواره نمود بیرونی و مادی شده اندیشه فلسفی بوده است،و نگرش فلسفی در تاریخ ،لایه زیرینی بوده که رویه بیرونی آن به شکل فضا ومکان ساخته انسان از راه دور  کنش و آفرینش معمارانه شکل کالبدی به خود گرفته و جهان افریده آدمی را شکل می داده است. در هیچ بزنگاهی از تاریخ دور و دراز هستی ادمی بر روی زمین وابستگی میان معماری و فلسفه شکل دهنده آن بستگی آشکار نبوده است.           

    اما با شکل گیری مدرنیسم و فرزند بسیار دیر چشم به جهان گشوده آن،معماری مدرن، پیوند رازامیز و پنهان میان معماری و فلسفه نیز به سرراستی و آشکارگی افتاد و معماری مدرن با زدودن و از میان برداشتن هرگونه راز و پوشیدگی،بر ان شد که معماری و مکان معمارانه شکل گرفته در چهارچوب نگرش مدرنیستی یکراست همچون نمودی از آرمانشهر دستافریده مدرنیسم دیده شود.اما این، تنها آغاز داستان  نیست،چون دیری نپاییدکه زمزمه های ناخشنودی از مدرنیسم به گستره معماری نیز کشیده شد و رویکردهای فلسفی سنجش گرایانه ای که بر مدرنیسم می تاخت،از دهه۱۹۷۰ به این سو ،همتاهایی نیز در پهنه کنش معمارانه یافت و کار به جایی رسید که در برابر هر نگرش و رویکرد فلسفی به ویژه مدرنیسم ،سبک و شیوه معمارانه همسنگ آن نیز در برابر معماری مدرن برکشیده شد.

    چندانکه بیدرنگ سبکهای معماری پستمدرن فولدینگ و دیکانستراکت پدیدار شد تا به جهان پیرامون آدمی رنگ و بو و معنایی دیگر بدهد.

    «چو ایران نباشد تن من مباد // در این بوم و بر زنده یک تن مباد»

    • چو ایران نباشد تن من مباد // در این بوم و بر زنده یک تن مباد
    • نمانیم کین بوم ویران کنند // همی غارت از شهر ایران کنند
    • نخوانند بر ما کسی آفرین // چو ویران بود بوم ایران زمین
    • دریغ است ایران که ویران شود//کنام پلنگان و شیران شود
    • زشیر شتر خوردن و سوسمار // عرب را به جایی رسیدست کار
    • که تاج کیان را کند آرزو // تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
    • منم بندهٔ اهل بیت نبی // ستایندهٔ خاک و پای وصی
    • اگر چشـم داری بـه دیگر سرای // به نزد نبی و علی گیر جای
    • گرت زین بَد آید گناه منست // چنین است و این دین و راه منست
    • هر آنکس که در جانش بغض علیست // ازو زارتر در جهان زار کیست
    • ز بهر بر و بوم و فرزند خویش // زن و کودک و خُرد و پیوند خویش
    • همه سر به سر تن به کشتن دهیم // از آن بـِه که ایران به دشمن دهیم
    • اگر مادرت شاهبانو بُدی // مرا سیم و زر تا به زانو بدی
    • واگر شاه را شاه بودی پدر // به سر بر نهادی مرا تاج زر
    • مرا غمز کردند کاین پر سخن // به مهر علی و نبی شد کهن
    • بر این زادم و هم بر این بگذرم // یقین دان که خاک در حیدرم
    • اگر چند باشد شب دیرباز// بر او تیرگی هم نماند دراز
    • اگر پرنیان است خود رشته‌ای// و گر بار خار است خود کشته‌ای
    • ببخش و بخور هرچه آید فراز// بدین تاج و تخـت سپنجی مناز
    • بخور هرچه داری منه باز پس// تو رنجی، چرا باز ماند به کس
    • بخور هرچه داری به فردا مپای// که فردا مگر دیگر آیدش رای
    • بخور هرچه داری فزونی بده// تو رنجیده‌ای بهر دشمن منه
    • بدو گفت گوینده کای شهریار// به پالیز گل نیست بی‌رنج خار
    • بدو گفت موبد که نیکو نگر// براندیش و ماهی به خشکی مبر
    • برهنه چو زاید ز مادر کسی// نباید که یازد به پوشش بسی
    • به دارو و درمان جهان گشت راست// که بیماری و مرگ کس را نکاست
    • به دارو و درمان و کار پزشک// بدان تا نیالود، باید سرشک
    • به‌ موبد چنان گفت دهقان سغد// که بر ناید از خانه باز جغد
    • پشیمانی آنگه نداردت سود// که تیغ زمانه سرت را درود
    • پیامی است از مرگ موی سفید// به بودن چه‌داری تو چندین امید
    • تو را خواسته گر ز بهر تن است// ببخش و بدان کین شب آبستن است
    • تو را خورد بسیار بگزایدت// وگر کم خوری، روز بفزایدت
    • چو با تخت، منبر برابر شود// همه نام بوبکر و عُمّر شود
    • چو در انجمن مرد خامش بود// از آن خامشی دل به‌ رامش بود
    • چو عیب تن خویش داند کسی// زعیب کسان برنگوید بسی
    • چو نیکی کنی نیک آید برت// بدی را بدی باشد اندر خورت
    • در آز باشد دل سفله مرد// بر سفلگان تا توانی مگرد
    • درختی که تلخ است وی را سرشت// گرش برنشانی به باغ بهشت
    • ور از جوی خلدش به هنگام آب// به بیخ،انگبین ریزی و شهد ناب
    • سرانجام گوهر به کار آورد// همان میوهٔ تلخ بار آورد
    • دوای تو جز مغز آدم چو نیست// بر این درد و درمان بباید گریست
    • دو شیر گرسنه‌است و یک ران گور// کباب آن‌کسی راست، کوراست زور
    • ز بهر بر و بوم و فرزند خویش// زن و کودک و خرد و پیوند خویش
    • همه سربه‌سر تن به کشتن دهیم// از آن به که کشور به دشمن دهیم
    • ز خاکیم باید شدن سوی خاک// همه‌جای ترس است و تیمار و باک
    • جهان سربه‌سر حکمت و عبرت است// چرا بهره ما همه غفلت است؟
    • ز دانا تو نشنیدی این داستان// که برگوید از گفته باستان
    • که گر دو برادر نهد پشت پشت// تن کوه را باد ماند به مشت
    • زیان کسان از پی سود خویش// بجویند و دینداری آرند پیش
    • سخن رفتشان یک‌به‌یک هم زبان// که از ماست برما، بد آسمان
    • شبیخون نه کار دلیران بود// نه آیین مردان و شیران بود
    • فرستاده گفت ای خداوند رخش// به‌ دشت آهوی ناگرفته مبخش
    • کسی را کجا کور شد رهنمون// بماند به راه دراز اندرون
    • کسی را که کاهل بود گنج نیست// که اندر جهان سود بی‌رنج نیست
    • کسی کو فروتن‌تر او رادتر// دل دوستانش از او شادتر
    • که بر انجمن مرد بسیارگوی// بکاهد به‌ گفتار خویش آبروی
    • که چون کاهلی پیشه گیرد جوان// بماند منش‌پست و تیــره‌روان
    • که گاهی سکندر بود گاه فور// گهی درد و خشم است و گه جشن و سور
    • مرا دخل و خورد ار برابر بدی// زمانه مرا چون برادر بدی
    • مگوی آن سخن کاندر آن سود نیست// کز آن آتشت بهره جز دود نیست
    • نباشـد فراوان خورش تندرست// بزرگ آن‌که او تندرستی بجست
    • نگر تا چه کاری همان بدروی// سخن هرچه گویی همان بشنوی
    • نگه کن که دانای ایران چه گفت// بدان‌گه که بگشاد راز از نهفت
    • که دشمن که دانا بود به ز دوست// ابا دشمن و دوست، دانش نکوست
    • هرآنکس که موی سیه شد سفید// به بودن نماند فراوان امید
    • هرآن‌گه که روز تو اندرگذشت// نهاده، همی باد گردد به دشت
    • هزیمت به هنگام، بهتر ز جنگ// چو تنها شدم، نیست جای درنگ
    • هم آن چیز کانت نیاید پسند// تن دوست و دشمن بدان درمبند
    • یکی داستان زد بر این شهریار// که دشمن مدار ار چه خُرد است، خوار
    • خداوند کیهان و گردان سپهر // فروزنده ماه و ناهید و مهر
    • منسوب به‌فردوسی