معماری و فلسفه
اما با شکل گیری مدرنیسم و فرزند بسیار دیر چشم به جهان گشوده آن،معماری مدرن، پیوند رازامیز و پنهان میان معماری و فلسفه نیز به سرراستی و آشکارگی افتاد و معماری مدرن با زدودن و از میان برداشتن هرگونه راز و پوشیدگی،بر ان شد که معماری و مکان معمارانه شکل گرفته در چهارچوب نگرش مدرنیستی یکراست همچون نمودی از آرمانشهر دستافریده مدرنیسم دیده شود.اما این، تنها آغاز داستان نیست،چون دیری نپاییدکه زمزمه های ناخشنودی از مدرنیسم به گستره معماری نیز کشیده شد و رویکردهای فلسفی سنجش گرایانه ای که بر مدرنیسم می تاخت،از دهه۱۹۷۰ به این سو ،همتاهایی نیز در پهنه کنش معمارانه یافت و کار به جایی رسید که در برابر هر نگرش و رویکرد فلسفی به ویژه مدرنیسم ،سبک و شیوه معمارانه همسنگ آن نیز در برابر معماری مدرن برکشیده شد.
چندانکه بیدرنگ سبکهای معماری پستمدرن فولدینگ و دیکانستراکت پدیدار شد تا به جهان پیرامون آدمی رنگ و بو و معنایی دیگر بدهد.
معماری یا مهرازی هنر و علم طراحی و بنای ساختمانهاست. معماری به عنوان اجتماعیترین هنر بشری، با فضای اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود. اصول زیباییشناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ برای ایجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت در طراحی معماری مورد استفاده قرار میگیرند.