کوتاه از دکتر محمد کریم پیرنیا
محمد كریم پیرنیا:
در سال 1301، از مادری یزدی و پدری نایینی در یزد به دنیا آمد. پدرش میرزا صادق خان نایینی، پزشك حاذق و شیمی دان نامی و هنرمند بود و مادرش، حشمت الملوك رحیمی از خانواده خوانین یزد بود. خانه ایشان در محله یوزداران یا جنگل در كنار باروی شهر قرار داشت. دوران ابتدایی را در مدرسه «مباركه اسلام» در محله یوزداران و سپس در «مدرسه نمره 2» در محله لب خندق به پایان رسانید. دوران دبیرستان را در مدرسه ایرانشهر كه ابتدا در خانه كوراغلی در پشت مسجد امیرچخماق بود گذرانید. پدر وی به هنر های زیادی چون معماری، نقاشی، تصحیف و خطاطی وارد بود. نگاه به پدر و زندگی در قدیمترین محلات یزد و عبور هر روزه از كنار آثار باستانی و معماری یزد چون مسجد جامع، در وی شوق معماری را می افزود؛ به نحوی كه در همان سنین مدرسه، از خاك و آب برای خود، خانه هایی كوچك می ساخت.
پس از دوران دبیرستان، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و ابتدا در رشته ادبیات تحصیل كرد و با وجود موفقیت هایی كه در این رشته داشت، در نخستین كنكور دانشكده هنر های زیبا شركت كرده و قبول شد و به تحصیل معماری پرداخت. با وجود موفقیت و كسب بهترین نمرات و مدال ها در این رشته، چون دید بهایی به معماری اصیل ایرانی گذاشته نمی شود و به كار های ایرانی با دید تمسخر می نگرند، خود به دنبال اصالت معماری ایرانی رفت و با پیرمردان معمار و استادكاران قدیم همدم و هم كلام شد و بسیار از آنها آموخت. در سال های آخر تحصیل، به علت تهمت نابجای نوشتن مقاله ضد فلان استاد كه به وی زدند از دانشگاه بیرون رفت و به بررسی ها و تحقیقات فردی خویش متكی شد و تلاش كرد با بررسی بنا ها و گفتگو با معماران و استادكاران قدیمی، اصول معماری ایرانی را مورد شناسایی قرار دهد كه به تدریج حاصل برخی از آنها را طی مقالاتی در اختیار عموم قرار دارد.
وی پس از دانشگاه در وزارت فرهنگ قدیم یا آموزش و پرورش شاغل شد و با كار در دفتر فنی، به ساخت مدارس ارزان قیمت اما محكم و زیبا پرداخت و طی 13 سال یعنی بین سال های 1332 تا 1345، با كمترین هزینه و بهترین اصول و مصالح و پایبندی به اصول معماری ایرانی، 333 باب مدرسه را طرح ریخت و ساخت و تعجب همگان را برانگیخت به طوری كه وزیر او و كار هایش را معجزه خواند و بعد ها این طرح از طرف یونسكو به عنوان نمونه مدارس ارزان قیمت معرفی شد و در دنیا از آن طرح نیز مدارسی ساخته شد.
از سال 1344 تا مدتی پیش از انقلاب به عنوان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی در زمینه ترمیم، تعمیر و احیای بنا ها و آثار باستانی فعالیت كرد. محور فعالیت های وی طراحی و ساختمان سازی و دیگر، تحقیق جدی در زمینه معماری سنتی و شیوه های مرمت و نگهداری بنا های تاریخی و باستانی بود و اقدامات عملی او مهمترین و ارزشمند ترین بخش كار های اوست كه حاصل آن انتشار ده ها مقاله و كتاب است. وی از همان سال، در كنار مسیولیت ها دیگرش، به تدریس معماری سنتی ایران با تحلیل های علمی در دانشكده هنر های زیبای دانشگاه تهران و دانشكده های معماری دانشگاه های تهران، ملی، فارابی و علم و صنعت و پردیس اصفهان و غیره پرداخت كه حاصل آن تربیت گروه زیادی از مهندسان و معماران آشنا با معماری سنتی و اصیل ایران است.
وی در زمینه های متعدد معماری ایران چون مصالح، سازه، شیوه های ساخت و ساز بنا، برپایی شهر ها و روستا ها متخصص و صاحب نظر بود و پایه گذار مرمت و احیای آثار تاریخی كشور به شمار می رود. در دهه های 50 و 60، حاصل تلاش ها و بررسی های بسیار ارزشمند استاد پیرنیا توانست دیدگاهی ارزنده را نسبت به معماری ایرانی پدید آورد و معماری ایرانی و اصول و اصالت آن زنده گردد و جایگاه ارزشمندش را بیابد. وی علاوه بر اطلاعات فراوان و بسیار سودمند و ارزشمندی كه در همه زمینه های معماری ایرانی داشت به طور ویژه بر سه مورد كار می كرد و به آن سه توجهی ویژه داشت. اول، گردآوری واژه های كهن معماری بود. دوم، سبك شناسی معماری ایرانی است؛ بدین صورت كه استاد، 6 سبك در معماری ایران از دوران باستان تا دوران قاجار قایل بود كه عبارت بودند از سبك های پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. موضوع سوم نیز اشاره به اصول معماری ایرانی بود كه وی غالباً درون گرایی، خود بسندگی، نیایش، مردمواری و پرهیز از بیهودگی را به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح می كرد.
او علاوه بر معماری، در ادبیات، نقاشی، خوشنویسی و موسیقی نیز دستی داشت و همچنین علاوه بر فارسی، به زبان های عربی، عبری، پهلوی و خط میخی نیز احاطه داشت و نظریه معروفش در باره «چهار اصل مشترك هنر های ایرانی اسلامی» نیز از همین آشنایی با دنیای متنوع فرهنگ و هنر سرچشمه می گیرد. علاوه بر همه اطلاعات و دانش و نظرات، اخلاقی خوش، رویی باز، رفتاری باوقار، متواضعانه و انسانی داشت. او در مورد نحوه پایبندی به اصالت معماری ایران و وضع كنونی، در ذكر زندگی نامه اش در مبحث طرح ریزی و ساخت مدارس ارزان قیمت چنین گفته است: "من معتقد بودم كه نباید ادا در آورد و خیلی جا ها گفته ام كه برای معماری ایرانی و یا اسلامی، ادای معماری زمان صفوی را درآوردن غلط است. همیشه معماران ما از پیشرفته ترین فن زمان، بدون تعصب از اینكه از كجا آمده است بهره می برده اند. به همین دلیل است كه معماری شیوه رازی از زمان سلجوقی و شیوه اصفهانی در زمان صفوی متفاوت هستند. تا وقتی كه زمان خودباختگی شروع شد و پیوندمان با هنر خودمان گسسته شد. در هر حال باید منطق معماری گذشته را نگاه داریم. ..." وی سرانجام پس از عمری تلاش و كوشش و ثمردهی در عرصه معماری و قرار گرفتن جزو برترین هنرمندان قرن معاصر، دریافت لوح افتخار از سوی سازمان میراث فرهنگی، عضویت افتخاری در فرهنگستان علوم و كسب دكترای افتخاری از دانشگاه تهران، در 9 شهریور سال 1376 روحش به پرواز در آمد و آرامگاهش در خانه قدیمی رسولیان و دانشكده معماری یزد، روزانه محل گذر، تامل و میعاد گاه ده ها استاد و دانشجو و عاشقان معماری ایرانی است.
پاره ای از كتب به یادگار مانده از وی عبارتند از: «راه و رباط»، «شیوه های معماری ایران»، «گنبد در معماری ایران»، «آشنایی با معماری اسلامی ایران»، كتاب هنر دبیرستان بخش معماری و «هندسه در معماری». پاره ای از مقالات، سخنرانی ها و مصاحبه های ارزشمند و به یادگار مانده از وی عبارتند از: «سبك شناسی معماری ایران»، «بیماری بلوار»، «بازار ایران»، «درگاه و كتیبه آستان حضرت عبد العظیم»، «مسجد جامع فهرج»، «تویزه، قوس، دور»، «طاق و گنبد»، «مروری بر كتاب نظری اجمالی بر شهرنشینی و شهرسازی در ایران»، «خیز و اندام گنبد های ایران»، «بادگیر و خیشخان»، «پاسداری از یادگار های ایران باستان»، «ارمغان ایران به جهان معماری، گنبد»، «ارمغان ایران به جهان معماری، جناغ و كلیل»، «ارمغان ایران به جهان معماری، پادیاب»، «خانه های خدا در ایران زمین»، «سبك آذری»، «مردم واری در معماری ایران»، «خواب آلودگان به شیوه های معماری ایران، نام بیگانه می نهند»، «معماری مساجد ایران، راهی به سوی ملكوت»، «شرایط اقلیمی كویر و مسایل مربوط به بنا های خشتی»، «مساجد»، «معماری ایران»، «استاد محمدكریم پیرنیا و اصول معماری سنتی ایران»، «در و پنجره در معماری ایران» و «پای صحبت استاد پیر نیا».
در سال 1301، از مادری یزدی و پدری نایینی در یزد به دنیا آمد. پدرش میرزا صادق خان نایینی، پزشك حاذق و شیمی دان نامی و هنرمند بود و مادرش، حشمت الملوك رحیمی از خانواده خوانین یزد بود. خانه ایشان در محله یوزداران یا جنگل در كنار باروی شهر قرار داشت. دوران ابتدایی را در مدرسه «مباركه اسلام» در محله یوزداران و سپس در «مدرسه نمره 2» در محله لب خندق به پایان رسانید. دوران دبیرستان را در مدرسه ایرانشهر كه ابتدا در خانه كوراغلی در پشت مسجد امیرچخماق بود گذرانید. پدر وی به هنر های زیادی چون معماری، نقاشی، تصحیف و خطاطی وارد بود. نگاه به پدر و زندگی در قدیمترین محلات یزد و عبور هر روزه از كنار آثار باستانی و معماری یزد چون مسجد جامع، در وی شوق معماری را می افزود؛ به نحوی كه در همان سنین مدرسه، از خاك و آب برای خود، خانه هایی كوچك می ساخت.
پس از دوران دبیرستان، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و ابتدا در رشته ادبیات تحصیل كرد و با وجود موفقیت هایی كه در این رشته داشت، در نخستین كنكور دانشكده هنر های زیبا شركت كرده و قبول شد و به تحصیل معماری پرداخت. با وجود موفقیت و كسب بهترین نمرات و مدال ها در این رشته، چون دید بهایی به معماری اصیل ایرانی گذاشته نمی شود و به كار های ایرانی با دید تمسخر می نگرند، خود به دنبال اصالت معماری ایرانی رفت و با پیرمردان معمار و استادكاران قدیم همدم و هم كلام شد و بسیار از آنها آموخت. در سال های آخر تحصیل، به علت تهمت نابجای نوشتن مقاله ضد فلان استاد كه به وی زدند از دانشگاه بیرون رفت و به بررسی ها و تحقیقات فردی خویش متكی شد و تلاش كرد با بررسی بنا ها و گفتگو با معماران و استادكاران قدیمی، اصول معماری ایرانی را مورد شناسایی قرار دهد كه به تدریج حاصل برخی از آنها را طی مقالاتی در اختیار عموم قرار دارد.
وی پس از دانشگاه در وزارت فرهنگ قدیم یا آموزش و پرورش شاغل شد و با كار در دفتر فنی، به ساخت مدارس ارزان قیمت اما محكم و زیبا پرداخت و طی 13 سال یعنی بین سال های 1332 تا 1345، با كمترین هزینه و بهترین اصول و مصالح و پایبندی به اصول معماری ایرانی، 333 باب مدرسه را طرح ریخت و ساخت و تعجب همگان را برانگیخت به طوری كه وزیر او و كار هایش را معجزه خواند و بعد ها این طرح از طرف یونسكو به عنوان نمونه مدارس ارزان قیمت معرفی شد و در دنیا از آن طرح نیز مدارسی ساخته شد.
از سال 1344 تا مدتی پیش از انقلاب به عنوان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی در زمینه ترمیم، تعمیر و احیای بنا ها و آثار باستانی فعالیت كرد. محور فعالیت های وی طراحی و ساختمان سازی و دیگر، تحقیق جدی در زمینه معماری سنتی و شیوه های مرمت و نگهداری بنا های تاریخی و باستانی بود و اقدامات عملی او مهمترین و ارزشمند ترین بخش كار های اوست كه حاصل آن انتشار ده ها مقاله و كتاب است. وی از همان سال، در كنار مسیولیت ها دیگرش، به تدریس معماری سنتی ایران با تحلیل های علمی در دانشكده هنر های زیبای دانشگاه تهران و دانشكده های معماری دانشگاه های تهران، ملی، فارابی و علم و صنعت و پردیس اصفهان و غیره پرداخت كه حاصل آن تربیت گروه زیادی از مهندسان و معماران آشنا با معماری سنتی و اصیل ایران است.
وی در زمینه های متعدد معماری ایران چون مصالح، سازه، شیوه های ساخت و ساز بنا، برپایی شهر ها و روستا ها متخصص و صاحب نظر بود و پایه گذار مرمت و احیای آثار تاریخی كشور به شمار می رود. در دهه های 50 و 60، حاصل تلاش ها و بررسی های بسیار ارزشمند استاد پیرنیا توانست دیدگاهی ارزنده را نسبت به معماری ایرانی پدید آورد و معماری ایرانی و اصول و اصالت آن زنده گردد و جایگاه ارزشمندش را بیابد. وی علاوه بر اطلاعات فراوان و بسیار سودمند و ارزشمندی كه در همه زمینه های معماری ایرانی داشت به طور ویژه بر سه مورد كار می كرد و به آن سه توجهی ویژه داشت. اول، گردآوری واژه های كهن معماری بود. دوم، سبك شناسی معماری ایرانی است؛ بدین صورت كه استاد، 6 سبك در معماری ایران از دوران باستان تا دوران قاجار قایل بود كه عبارت بودند از سبك های پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. موضوع سوم نیز اشاره به اصول معماری ایرانی بود كه وی غالباً درون گرایی، خود بسندگی، نیایش، مردمواری و پرهیز از بیهودگی را به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح می كرد.
او علاوه بر معماری، در ادبیات، نقاشی، خوشنویسی و موسیقی نیز دستی داشت و همچنین علاوه بر فارسی، به زبان های عربی، عبری، پهلوی و خط میخی نیز احاطه داشت و نظریه معروفش در باره «چهار اصل مشترك هنر های ایرانی اسلامی» نیز از همین آشنایی با دنیای متنوع فرهنگ و هنر سرچشمه می گیرد. علاوه بر همه اطلاعات و دانش و نظرات، اخلاقی خوش، رویی باز، رفتاری باوقار، متواضعانه و انسانی داشت. او در مورد نحوه پایبندی به اصالت معماری ایران و وضع كنونی، در ذكر زندگی نامه اش در مبحث طرح ریزی و ساخت مدارس ارزان قیمت چنین گفته است: "من معتقد بودم كه نباید ادا در آورد و خیلی جا ها گفته ام كه برای معماری ایرانی و یا اسلامی، ادای معماری زمان صفوی را درآوردن غلط است. همیشه معماران ما از پیشرفته ترین فن زمان، بدون تعصب از اینكه از كجا آمده است بهره می برده اند. به همین دلیل است كه معماری شیوه رازی از زمان سلجوقی و شیوه اصفهانی در زمان صفوی متفاوت هستند. تا وقتی كه زمان خودباختگی شروع شد و پیوندمان با هنر خودمان گسسته شد. در هر حال باید منطق معماری گذشته را نگاه داریم. ..." وی سرانجام پس از عمری تلاش و كوشش و ثمردهی در عرصه معماری و قرار گرفتن جزو برترین هنرمندان قرن معاصر، دریافت لوح افتخار از سوی سازمان میراث فرهنگی، عضویت افتخاری در فرهنگستان علوم و كسب دكترای افتخاری از دانشگاه تهران، در 9 شهریور سال 1376 روحش به پرواز در آمد و آرامگاهش در خانه قدیمی رسولیان و دانشكده معماری یزد، روزانه محل گذر، تامل و میعاد گاه ده ها استاد و دانشجو و عاشقان معماری ایرانی است.
پاره ای از كتب به یادگار مانده از وی عبارتند از: «راه و رباط»، «شیوه های معماری ایران»، «گنبد در معماری ایران»، «آشنایی با معماری اسلامی ایران»، كتاب هنر دبیرستان بخش معماری و «هندسه در معماری». پاره ای از مقالات، سخنرانی ها و مصاحبه های ارزشمند و به یادگار مانده از وی عبارتند از: «سبك شناسی معماری ایران»، «بیماری بلوار»، «بازار ایران»، «درگاه و كتیبه آستان حضرت عبد العظیم»، «مسجد جامع فهرج»، «تویزه، قوس، دور»، «طاق و گنبد»، «مروری بر كتاب نظری اجمالی بر شهرنشینی و شهرسازی در ایران»، «خیز و اندام گنبد های ایران»، «بادگیر و خیشخان»، «پاسداری از یادگار های ایران باستان»، «ارمغان ایران به جهان معماری، گنبد»، «ارمغان ایران به جهان معماری، جناغ و كلیل»، «ارمغان ایران به جهان معماری، پادیاب»، «خانه های خدا در ایران زمین»، «سبك آذری»، «مردم واری در معماری ایران»، «خواب آلودگان به شیوه های معماری ایران، نام بیگانه می نهند»، «معماری مساجد ایران، راهی به سوی ملكوت»، «شرایط اقلیمی كویر و مسایل مربوط به بنا های خشتی»، «مساجد»، «معماری ایران»، «استاد محمدكریم پیرنیا و اصول معماری سنتی ایران»، «در و پنجره در معماری ایران» و «پای صحبت استاد پیر نیا».
منبع:راچینه
+ نوشته شده در ساعت توسط ج.م
|
معماری یا مهرازی هنر و علم طراحی و بنای ساختمانهاست. معماری به عنوان اجتماعیترین هنر بشری، با فضای اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود. اصول زیباییشناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ برای ایجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت در طراحی معماری مورد استفاده قرار میگیرند.